hayloft door
درِ تودار
hayloft ladder
نردبان تودار
hayloft storage
فضای ذخیرهسازی تودار
hayloft window
پنجره تودار
hayloft space
فضای تودار
hayloft beams
بار تودار
hayloft area
منطقه تودار
hayloft floor
کف تودار
hayloft roof
سقف تودار
hayloft animals
حیوانات تودار
the children played hide and seek in the hayloft.
کودکان در طاقچه علوفه، بازی گریز و پیدا کردن انجام میدادند.
the farmer stored the harvest in the hayloft.
کشاورز برداشت محصول را در طاقچه علوفه ذخیره کرد.
she climbed up to the hayloft to fetch some hay.
او برای آوردن مقداری علوفه به طاقچه علوفه رفت.
the old barn had a spacious hayloft.
دامداری قدیمی دارای یک طاقچه علوفه جادار بود.
we found a cozy spot in the hayloft to sit and talk.
ما یک مکان دنج در طاقچه علوفه پیدا کردیم تا بنشینیم و صحبت کنیم.
the hayloft was filled with the sweet smell of hay.
طاقچه علوفه با بوی شیرین علوفه پر شده بود.
they stored the winter supplies in the hayloft.
آنها لوازم زمستانی را در طاقچه علوفه ذخیره کردند.
he often took his lunch to the hayloft for some peace.
او اغلب برای آرامش ناهارش را به طاقچه علوفه میبرد.
the hayloft provided a perfect view of the fields.
طاقچه علوفه منظرهای عالی از مزارع را ارائه میداد.
they built a small ladder to access the hayloft.
آنها یک نردبان کوچک برای دسترسی به طاقچه علوفه ساختند.
hayloft door
درِ تودار
hayloft ladder
نردبان تودار
hayloft storage
فضای ذخیرهسازی تودار
hayloft window
پنجره تودار
hayloft space
فضای تودار
hayloft beams
بار تودار
hayloft area
منطقه تودار
hayloft floor
کف تودار
hayloft roof
سقف تودار
hayloft animals
حیوانات تودار
the children played hide and seek in the hayloft.
کودکان در طاقچه علوفه، بازی گریز و پیدا کردن انجام میدادند.
the farmer stored the harvest in the hayloft.
کشاورز برداشت محصول را در طاقچه علوفه ذخیره کرد.
she climbed up to the hayloft to fetch some hay.
او برای آوردن مقداری علوفه به طاقچه علوفه رفت.
the old barn had a spacious hayloft.
دامداری قدیمی دارای یک طاقچه علوفه جادار بود.
we found a cozy spot in the hayloft to sit and talk.
ما یک مکان دنج در طاقچه علوفه پیدا کردیم تا بنشینیم و صحبت کنیم.
the hayloft was filled with the sweet smell of hay.
طاقچه علوفه با بوی شیرین علوفه پر شده بود.
they stored the winter supplies in the hayloft.
آنها لوازم زمستانی را در طاقچه علوفه ذخیره کردند.
he often took his lunch to the hayloft for some peace.
او اغلب برای آرامش ناهارش را به طاقچه علوفه میبرد.
the hayloft provided a perfect view of the fields.
طاقچه علوفه منظرهای عالی از مزارع را ارائه میداد.
they built a small ladder to access the hayloft.
آنها یک نردبان کوچک برای دسترسی به طاقچه علوفه ساختند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید