hazier

[ایالات متحده]/ˈheɪziə/
[بریتانیا]/ˈheɪziər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن مه یا بخار نازک؛ مبهم یا نامشخص؛ گیج یا درهم.

عبارات و ترکیب‌ها

hazier days

روزهای مبهم‌تر

hazier vision

بینایی مبهم‌تر

hazier thoughts

افکار مبهم‌تر

hazier memories

خاطرات مبهم‌تر

hazier skies

آسمان‌های مبهم‌تر

hazier future

آینده مبهم‌تر

hazier picture

تصویری مبهم‌تر

hazier boundaries

مرزهای مبهم‌تر

hazier paths

مسیرهای مبهم‌تر

hazier lines

خطوط مبهم‌تر

جملات نمونه

the view became hazier as the sun set.

منظره با غروب خورشید مبهم‌تر شد.

her memories of that day grew hazier over time.

خاطرات او از آن روز با گذشت زمان مبهم‌تر شد.

the air was hazier due to the pollution.

هوا به دلیل آلودگی مبهم‌تر بود.

as the fog rolled in, the landscape appeared hazier.

با ورود مه، منظره مبهم‌تر به نظر می‌رسید.

his explanation became hazier as he spoke.

توضیح او با صحبت کردنش مبهم‌تر شد.

the details of the story are hazier than i remembered.

جزئیات داستان مبهم‌تر از آن چیزی است که به یاد دارم.

the distant mountains looked hazier in the heat.

کوه‌های دوردست در گرما مبهم‌تر به نظر می‌رسیدند.

as the night went on, the stars appeared hazier.

با طولانی شدن شب، ستارگان مبهم‌تر به نظر می‌رسیدند.

her vision became hazier after the long day.

بینایی او بعد از روز طولانی مبهم‌تر شد.

the line between reality and dreams grew hazier.

مرز بین واقعیت و رویاها مبهم‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید