smudgier

[ایالات متحده]/ˈsmʌdʒɪə/
[بریتانیا]/ˈsmʌdʒiər/

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای smudgy؛ کثیف‌تر یا لکه‌دارتر

عبارات و ترکیب‌ها

smudgier look

ظاهر لکه دار

smudgier lines

خطوط لکه دار

smudgier image

تصویر لکه دار

smudgier marks

علامت های لکه دار

smudgier edges

لبه های لکه دار

smudgier colors

رنگ های لکه دار

smudgier strokes

خطوط لکه دار

smudgier prints

چاپ های لکه دار

smudgier texture

بافت لکه دار

smudgier background

پس زمینه لکه دار

جملات نمونه

the painting looked smudgier after the rain.

تابلو پس از باران، تارتر به نظر می‌رسید.

her makeup became smudgier throughout the night.

در طول شب، آرایش او تارتر شد.

the fingerprints on the glass were smudgier than before.

اثر انگشت روی شیشه از قبل تارتر بود.

as the day went on, the chalk drawings became smudgier.

با گذشت روز، نقاشی‌های گچی تارتر شدند.

the photo turned out smudgier than i expected.

عکس خیلی تارتر از آنچه انتظار داشتم، درآمد.

her handwriting was smudgier due to the rain.

به دلیل باران، خطاطی او تارتر بود.

the smudgier the ink, the harder it was to read.

هرچه جوهر تارتر بود، خواندن آن سخت‌تر بود.

he noticed the smudgier parts of the document.

او قسمت‌های تارتر سند را متوجه شد.

the smudgier lines in the sketch added to its charm.

خطوط تارتر در طرح، به جذابیت آن اضافه شد.

after the accident, the image looked much smudgier.

پس از حادثه، تصویر خیلی تارتر به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید