she

[ایالات متحده]/ʃi:/
[بریتانیا]/ʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. شخص یا حیوان مونسی که قبلاً اشاره شده است، برای اشاره به یک شخص یا حیوان مونث.
abbr. تجهیزات رسیدگی به سیگنال.

جملات نمونه

she said that she was satisfied.

او گفت که راضی بود.

She sang as she worked.

او در حالی که کار می‌کرد، آواز می‌خواند.

she was not at the window.

او کنار پنجره نبود.

she will be waiting.

او منتظر خواهد بود.

she is such a wit.

او بسیار باهوش است.

She is a duck.

او یک اردک است.

She was a woman.

او یک زن بود.

She is a flirt.

او یک فتیله است.

She is a perfectangel.

او یک فرشته کامل است.

She is a butterfly.

او یک پروانه است.

She is into music.

او به موسیقی علاقه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید