headcheese

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌtʃiːz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌtʃiz/

ترجمه

n. نوعی ژله گوشت یا سوسیس که از سر خوک تهیه می‌شود و اغلب شامل قسمت‌هایی مانند گوش‌ها و زبان است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

headcheese sandwich

ساندویچ سر پنیر

headcheese platter

سینی سر پنیر

headcheese recipe

دستورالعمل سر پنیر

headcheese lover

عاشق سر پنیر

headcheese spread

كره سر پنیر

headcheese bites

تکه‌های کوچک سر پنیر

headcheese dish

غذا با سر پنیر

headcheese snack

میان وعده سر پنیر

headcheese board

صفحه سر پنیر

headcheese festival

جشنواره سر پنیر

جملات نمونه

headcheese is often served as a cold cut.

غده سر اغلب به عنوان یک غذای سرد سرو می شود.

many people enjoy headcheese on sandwiches.

بسیاری از مردم از خوردن غده سر در ساندویچ لذت می برند.

headcheese can be made from various meats.

غده سر را می توان از گوشت های مختلف تهیه کرد.

in some cultures, headcheese is a traditional dish.

در برخی فرهنگ ها، غده سر یک غذای سنتی است.

he bought a slice of headcheese at the deli.

او یک برش غده سر از دلی خرید.

headcheese is often paired with pickles.

غده سر اغلب با خیارشور سرو می شود.

she learned how to make headcheese from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه غده سر را از مادربزرگش درست کند.

headcheese can be found in many grocery stores.

غده سر را می توان در بسیاری از فروشگاه های مواد غذایی پیدا کرد.

some people find headcheese to be an acquired taste.

برخی از افراد طعم غده سر را یک طعم خاص می دانند.

headcheese is often enjoyed during festive gatherings.

غده سر اغلب در گردهمایی های جشن لذت بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید