souse

[ایالات متحده]/saʊs/
[بریتانیا]/saʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محلول یا نمک برای ترشی؛ عمل خیساندن یا غوطه‌ور کردن؛ یک محصول ترشی‌شده
v. غوطه‌ور کردن در مایع؛ ترشی کردن؛ مست کردن
vi. خیساندن؛ مست شدن
adv. با یک پاشش؛ به طور غیرمنتظره
Word Forms
زمان گذشتهsoused
قسمت سوم فعلsoused
صفت یا فعل حال استمراریsousing
شکل سوم شخص مفردsouses
جمعsouses

عبارات و ترکیب‌ها

souse fish

غذای ماهی

souse meat

غذای گوشت

souse sauce

سس

souse salad

سالاد

souse vinegar

سرکه

souse pickles

خیارشور

souse dressing

دسر

souse broth

آبگوشت

souse recipe

دستور غذا

souse brine

نمک

جملات نمونه

he decided to souse the chicken in a spicy marinade.

او تصمیم گرفت مرغ را در یک ماریناد تند خیس کند.

she likes to souse her fries in ketchup.

او دوست دارد سیب زمینی سرخ کرده خود را در سس کچاپ خیس کند.

they souse the vegetables before grilling them.

آنها سبزیجات را قبل از گریل کردن خیس می کنند.

to enhance the flavor, you should souse the fish overnight.

برای افزایش طعم، باید ماهی را یک شبه خیس کنید.

he plans to souse the meat in a tangy sauce.

او قصد دارد گوشت را در یک سس ترش و خوشمزه خیس کند.

she learned how to souse the pickles for her sandwich.

او یاد گرفت که چگونه خیارشور را برای ساندویچ خود خیس کند.

they often souse their salads in a homemade dressing.

آنها اغلب سالادهای خود را در یک سس خانگی خیس می کنند.

to prepare the dish, you need to souse the tofu in soy sauce.

برای تهیه غذا، باید توفو را در سس سویا خیس کنید.

he prefers to souse his eggs in hot sauce.

او ترجیح می دهد تخم مرغ های خود را در سس تند خیس کند.

for a unique taste, souse the fruit in rum.

برای یک طعم منحصر به فرد، میوه را در روم خیس کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید