headlike

[ایالات متحده]/ˈhɛdlaɪk/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌlaɪk/

ترجمه

adj. شبیه سر

عبارات و ترکیب‌ها

headlike structure

ساختار شبیه به سر

headlike shape

شکل شبیه به سر

headlike feature

ویژگی شبیه به سر

headlike appendage

الحاقه‌ای شبیه به سر

headlike form

فرم شبیه به سر

headlike projection

پیش‌نمایش شبیه به سر

headlike outline

طرح شبیه به سر

headlike design

طراحی شبیه به سر

headlike appearance

ظاهر شبیه به سر

headlike aspect

جنبه شبیه به سر

جملات نمونه

his headlike structure was fascinating to study.

ساختار شبیه به سر او برای مطالعه بسیار جذاب بود.

the sculpture had a headlike feature that captured attention.

مجسمه دارای ویژگی‌ای شبیه به سر بود که توجه را جلب می‌کرد.

in the animal kingdom, some species exhibit headlike appendages.

در پادشاهی حیوانات، برخی گونه‌ها دارای زائده‌هایی شبیه به سر هستند.

she painted a creature with a distinctly headlike shape.

او موجودی با شکلی متمایز شبیه به سر نقاشی کرد.

the plant had a headlike blossom that resembled a flower.

گیاه دارای شکوفه‌ای شبیه به سر داشت که شبیه یک گل بود.

his theories often referenced headlike forms in nature.

نظریات او اغلب به اشکال شبیه به سر در طبیعت اشاره می‌کرد.

they discovered a headlike fossil during the excavation.

آنها یک فسیل شبیه به سر را در حین حفاری کشف کردند.

the design featured a headlike motif that was unique.

طراحی دارای طرحی شبیه به سر بود که منحصر به فرد بود.

her hairstyle had a headlike appearance that was trendy.

مدل موی او ظاهری شبیه به سر داشت که مد روز بود.

the robot was designed with a headlike interface for interaction.

ربات با رابطی شبیه به سر برای تعامل طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید