headnotes

[ایالات متحده]/'hɛdnəʊt/
[بریتانیا]/'hɛdnoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یادداشت یا خلاصه مقدماتی که در ابتدای یک سند قانونی یا گزارش قرار می‌گیرد؛ یادداشت یا نظری که به متنی اضافه می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

headnote summary

خلاصه یادداشت

headnote reference

ارجاع یادداشت

headnote section

بخش یادداشت

headnote text

متن یادداشت

headnote citation

نقل قول یادداشت

headnote analysis

تجزیه و تحلیل یادداشت

headnote format

قالب یادداشت

headnote guideline

راهنمای یادداشت

headnote style

سبک یادداشت

headnote example

مثال یادداشت

جملات نمونه

the headnote provides a summary of the case.

سرتیتر خلاصه‌ای از پرونده را ارائه می‌دهد.

make sure to read the headnote before the article.

مطمئن شوید قبل از خواندن مقاله، سرتیتر را بخوانید.

the headnote highlights the key issues in the judgment.

سرتیتر مسائل کلیدی را در حکم برجسته می‌کند.

each report includes a detailed headnote.

هر گزارش شامل سرتیتری دقیق است.

the headnote is essential for understanding the context.

سرتیتر برای درک زمینه ضروری است.

she wrote a concise headnote for her thesis.

او یک سرتیتر مختصر برای پایان‌نامه خود نوشت.

the headnote summarizes the main findings of the study.

سرتیتر یافته‌های اصلی مطالعه را خلاصه می‌کند.

in legal documents, a headnote often precedes the text.

در اسناد قانونی، سرتیتر اغلب قبل از متن می‌آید.

the headnote should be clear and informative.

سرتیتر باید واضح و آموزنده باشد.

refer to the headnote for an overview of the topic.

برای آشنایی با موضوع به سرتیتر مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید