headquartered in london
مرکز فعالیت آن در لندن است
headquartered here
مرکز فعالیت آن اینجا است
headquartered globally
مرکز فعالیت آن به طور جهانی است
being headquartered
در حال داشتن مرکز فعالیت است
headquartered overseas
مرکز فعالیت آن در خارج از کشور است
headquartered previously
مرکز فعالیت آن قبل از این بود
headquartered downtown
مرکز فعالیت آن در مرکز شهر است
headquartered locally
مرکز فعالیت آن در محلی است
headquartered now
مرکز فعالیت آن اکنون است
headquartered remotely
مرکز فعالیت آن از راه دور است
the company is headquartered in london and has offices worldwide.
این شرکت در لندن دفتر مرکزی خود را دارد و دفاتری در سراسر جهان دارد.
we are headquartered here, a small town with a big future.
ما در اینجا دفتر مرکزی خود را داریم، یک شهر کوچک با آینده بزرگ.
the tech giant is headquartered in silicon valley, california.
این گیگانت فناوری در وادی سیلیکون، کالیفرنیا دفتر مرکزی خود را دارد.
the marketing team reported directly to the headquarters.
تیم بازاریابی مستقیماً به دفتر مرکزی گزارش میداد.
the company's headquarters underwent a major renovation.
دفتر مرکزی شرکت یک بازسازی بزرگ را تجربه کرد.
the research division is headquartered in berlin.
بخش تحقیقات در برلین دفتر مرکزی خود را دارد.
the ceo addressed all employees at the headquarters.
سر مدیرعامل به همه کارکنان در دفتر مرکزی سخن گفت.
the legal department is headquartered in new york city.
بخش حقوقی در شهر نیویورک دفتر مرکزی خود را دارد.
the finance team manages operations from headquarters.
تیم مالی از دفتر مرکزی عملیات خود را مدیریت میکند.
the company is headquartered in a modern, glass building.
این شرکت در یک ساختمان مدرن از جنس شیشه دفتر مرکزی خود را دارد.
the sales team frequently visits the headquarters for training.
تیم فروش به طور مکرر برای آموزش به دفتر مرکزی مراجعه میکند.
headquartered in london
مرکز فعالیت آن در لندن است
headquartered here
مرکز فعالیت آن اینجا است
headquartered globally
مرکز فعالیت آن به طور جهانی است
being headquartered
در حال داشتن مرکز فعالیت است
headquartered overseas
مرکز فعالیت آن در خارج از کشور است
headquartered previously
مرکز فعالیت آن قبل از این بود
headquartered downtown
مرکز فعالیت آن در مرکز شهر است
headquartered locally
مرکز فعالیت آن در محلی است
headquartered now
مرکز فعالیت آن اکنون است
headquartered remotely
مرکز فعالیت آن از راه دور است
the company is headquartered in london and has offices worldwide.
این شرکت در لندن دفتر مرکزی خود را دارد و دفاتری در سراسر جهان دارد.
we are headquartered here, a small town with a big future.
ما در اینجا دفتر مرکزی خود را داریم، یک شهر کوچک با آینده بزرگ.
the tech giant is headquartered in silicon valley, california.
این گیگانت فناوری در وادی سیلیکون، کالیفرنیا دفتر مرکزی خود را دارد.
the marketing team reported directly to the headquarters.
تیم بازاریابی مستقیماً به دفتر مرکزی گزارش میداد.
the company's headquarters underwent a major renovation.
دفتر مرکزی شرکت یک بازسازی بزرگ را تجربه کرد.
the research division is headquartered in berlin.
بخش تحقیقات در برلین دفتر مرکزی خود را دارد.
the ceo addressed all employees at the headquarters.
سر مدیرعامل به همه کارکنان در دفتر مرکزی سخن گفت.
the legal department is headquartered in new york city.
بخش حقوقی در شهر نیویورک دفتر مرکزی خود را دارد.
the finance team manages operations from headquarters.
تیم مالی از دفتر مرکزی عملیات خود را مدیریت میکند.
the company is headquartered in a modern, glass building.
این شرکت در یک ساختمان مدرن از جنس شیشه دفتر مرکزی خود را دارد.
the sales team frequently visits the headquarters for training.
تیم فروش به طور مکرر برای آموزش به دفتر مرکزی مراجعه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید