headsail

[ایالات متحده]/ˈhɛdseɪl/
[بریتانیا]/ˈhɛdseɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (دریایی) بادبانی که در جلو دکل اصلی قرار دارد
Word Forms
جمعheadsails

عبارات و ترکیب‌ها

headsail trim

تنظیم بادبان جلو

headsail furling

پیچیدن بادبان جلو

headsail hoist

کشیدن بادبان جلو

headsail change

تغییر بادبان جلو

headsail reef

کاهش بادبان جلو

headsail sheet

بادبان جلو

headsail setup

راه اندازی بادبان جلو

headsail luff

لبه بادبان جلو

headsail position

موقعیت بادبان جلو

headsail speed

سرعت بادبان جلو

جملات نمونه

the headsail was furled to reduce the boat's speed.

بادبان جلو تا کاهش سرعت قایق، جمع شد.

adjusting the headsail can improve sailing performance.

تنظیم بادبان جلو می‌تواند عملکرد قایقرانی را بهبود بخشد.

he carefully checked the headsail for any signs of wear.

او به دقت بادبان جلو را برای هرگونه علائم ساییدگی بررسی کرد.

the headsail was hoisted quickly as the wind picked up.

همانطور که باد شروع به وزیدن کرد، بادبان جلو به سرعت بالا رفت.

she learned how to trim the headsail for optimal speed.

او یاد گرفت که چگونه بادبان جلو را برای حداکثر سرعت تنظیم کند.

we replaced the headsail before our long voyage.

ما بادبان جلو را قبل از سفر طولانی خود تعویض کردیم.

the headsail helps to balance the boat during strong winds.

بادبان جلو به حفظ تعادل قایق در هنگام وزش بادهای شدید کمک می‌کند.

he prefers a roller furling headsail for convenience.

او ترجیح می‌دهد از بادبان جلو با سیستم جمع‌شونده رولری به دلیل راحتی استفاده کند.

learning to sail required understanding how to handle the headsail.

یادگیری قایقرانی نیازمند درک نحوه استفاده از بادبان جلو بود.

the headsail flapped wildly in the gusts of wind.

بادبان جلو در تندبادها به شدت تکان می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید