jib

[ایالات متحده]/dʒɪb/
[بریتانیا]/dʒɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در گرفتن یک تصمیم یا انجام یک عمل تردید کردن یا بی‌قرار بودن؛ به حالت ایستادن رسیدن؛ موقعیت را تغییر دادن
n. بادبان مثلثی در جلوی یک کشتی؛ بازوی جرثقیل.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردjibs
قسمت سوم فعلjibbed
زمان گذشتهjibbed
جمعjibs
صفت یا فعل حال استمراریjibbing

عبارات و ترکیب‌ها

jib crane

جرثقیل جِیب

jib boom

بازوی جِیب

jib sail

بادبان جِیب

jib sheet

شیب

jibber-jabber

حرف‌های بی‌معنی

جملات نمونه

jib at working overtime

کار کردن اضافه

he jibs at paying large bills.

او در پرداخت قبض‌های بزرگ مشکل دارد.

We set the flying jib and cracked on.

ما بادبان مثلثی را تنظیم کردیم و شروع کردیم.

Trent held the jib back, sailing the catamaran stern on.

ترنت بادبان را عقب نگه داشت و قایق بادبانی را به صورت عقب راند.

A triangular sail stretching from the foretopmast head to the jib boom and in small craft to the bowsprit or the bow.

یک بادبان مثلثی که از بالای دکل جلو به boom jib و در کشتی های کوچک به bowsprit یا bow امتداد دارد.

Then, as they were just passing the Round Tower, the young man shouted: "Stand by there to lower the topsails and jib; brail up the spanker!"

سپس، همانطور که تازه از کنار برج گرد می‌گذشتند، جوان فریاد زد: «آماده باشید تا بادبان‌های بالا و بادبان مثلثی را پایین بیاورید؛ اسپنکر را بالا بکشید!»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید