headspaces

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌspeɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌspeɪsɪz/

ترجمه

n.[نظامی] فضا بالایی; [شیمی] فضا بالایی

عبارات و ترکیب‌ها

clear headspaces

فضاهای ذهنی روشن

positive headspaces

فضاهای ذهنی مثبت

creative headspaces

فضاهای ذهنی خلاق

calm headspaces

فضاهای ذهنی آرام

open headspaces

فضاهای ذهنی باز

focused headspaces

فضاهای ذهنی متمرکز

safe headspaces

فضاهای ذهنی امن

mindful headspaces

فضاهای ذهنی آگاهانه

exploratory headspaces

فضاهای ذهنی اکتشافی

reflective headspaces

فضاهای ذهنی بازتابی

جملات نمونه

she often finds peace in her headspaces.

او اغلب در فضاهای ذهنی خود آرامش پیدا می‌کند.

his headspaces are filled with creative ideas.

فضاهای ذهنی او با ایده‌های خلاقانه پر شده است.

we need to clear our headspaces before making decisions.

ما باید فضاهای ذهنی خود را قبل از تصمیم‌گیری پاک کنیم.

different headspaces can lead to unique perspectives.

فضاهای ذهنی متفاوت می‌توانند منجر به دیدگاه‌های منحصر به فرد شوند.

mindfulness helps to create positive headspaces.

حضور ذهن به ایجاد فضاهای ذهنی مثبت کمک می‌کند.

she shared her headspaces with the group.

او فضاهای ذهنی خود را با گروه به اشتراک گذاشت.

he often retreats to his headspaces for inspiration.

او اغلب برای الهام به فضاهای ذهنی خود پناه می‌برد.

finding balance in our headspaces is essential.

پیدا کردن تعادل در فضاهای ذهنی ما ضروری است.

headspaces can be influenced by our surroundings.

فضاهای ذهنی می‌توانند تحت تأثیر محیط اطراف ما قرار گیرند.

he creates music to express his headspaces.

او موسیقی می‌سازد تا فضاهای ذهنی خود را بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید