headteacher

[ایالات متحده]/'hedtiːtʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیر یک مدرسه ابتدایی یا متوسطه.
Word Forms

جملات نمونه

The headteacher announced the new school policies.

مدیر مدرسه سیاست‌های جدید مدرسه را اعلام کرد.

The headteacher is responsible for overseeing the school's operations.

مدیر مدرسه مسئول نظارت بر فعالیت‌های مدرسه است.

Parents can schedule a meeting with the headteacher to discuss their child's progress.

والدین می‌توانند یک جلسه با مدیر مدرسه برای بحث در مورد پیشرفت فرزندشان ترتیب دهند.

The headteacher greeted the students as they arrived at school.

مدیر مدرسه دانش‌آموزان را هنگام ورود به مدرسه خوشامد گفت.

The headteacher congratulated the students on their achievements.

مدیر مدرسه دانش‌آموزان را به خاطر دستاوردهایشان تبریک گفت.

The headteacher plays a key role in shaping the school's vision and mission.

مدیر مدرسه نقش مهمی در شکل‌دهی چشم‌انداز و مأموریت مدرسه دارد.

The headteacher is a respected figure in the school community.

مدیر مدرسه شخصیتی مورد احترام در جامعه مدرسه‌ای است.

The headteacher leads the staff in professional development activities.

مدیر مدرسه کارکنان را در فعالیت‌های توسعه حرفه‌ای رهبری می‌کند.

The headteacher addresses concerns raised by parents about the school's curriculum.

مدیر مدرسه به نگرانی‌های والدین در مورد برنامه درسی مدرسه رسیدگی می‌کند.

The headteacher collaborates with teachers to improve student learning outcomes.

مدیر مدرسه با معلمان همکاری می‌کند تا نتایج یادگیری دانش‌آموزان را بهبود بخشد.

نمونه‌های واقعی

Mr Parkolo, the headteacher, told me that what used to be the school's classrooms were now submerged, nine miles away.

آقای پارکولو، مدیر مدرسه، به من گفت که کلاس‌های مدرسه که زمانی وجود داشتند، اکنون در فاصله ۹ مایلی غوطه‌ور شده‌اند.

منبع: The Guardian (Article Version)

The headteacher takes up her duties in August.

مدیر مدرسه در ماه آگوست مسئولیت خود را آغاز می‌کند.

منبع: Langman OCLM-01 words

Headteachers should be allowed greater licence in the exercise of their power.

باید به مدیران مدارس اجازه بیشتری در استفاده از قدرتشان داده شود.

منبع: Langman OCLM-01 words

The headteacher has responsibility for the management of the school.

مدیر مدرسه مسئولیت مدیریت مدرسه را بر عهده دارد.

منبع: Langman OCLM-01 words

The headteacher replied to tell me that my patient's needs were too great to be accommodated, as there was inadequate resource in the system for him to be considered.

مدیر مدرسه برای اطلاع به من پاسخ داد که نیازهای بیمار من آنقدر زیاد است که نمی‌توان آن‌ها را تامین کرد، زیرا در سیستم برای در نظر گرفتن او منابع کافی وجود ندارد.

منبع: The Guardian (Article Version)

I wrote to one inner-city headteacher after one of my patients, whose son is at the severe end of the autistic spectrum, told me that his behaviour had become so disturbed that she feared for his safety.

من پس از اینکه یکی از بیمارانم که پسری در انتهای شدید طیف اوتیسم دارد، به من گفت که رفتار او به حدی آشفته شده که از ایمنی او نگران است، به یکی از مدیران مدارس شهرنشین نامه نوشتم.

منبع: The Guardian (Article Version)

The six victims were identified by authorities as students William Kinney, Hallie Scruggs and Evelyn Dieckhaus, all aged nine, along with staff members Cynthia Peak, 61, Mike Hill, 61, and Katherine Koonce, 60, who was the school's headteacher.

شش قربانی توسط مقامات به عنوان دانش‌آموزان ویلیام کینی، هالی اسکروگز و اویلین دیک‌هاوس، همه ۹ ساله، و همچنین اعضای کارکنان سینثیا پیک، ۶۱ ساله، مایک هیل، ۶۱ ساله و کاترین کونس، ۶۰ ساله که مدیر مدرسه بود، شناسایی شدند.

منبع: Newsweek

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید