heathenizing

[ایالات متحده]/ˈhiːθənʌɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhiːθənˌaɪzɪŋ/

ترجمه

vt. کسی را کافر کردن
vi. به عنوان یک کافر عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

heathenizing influence

تاثیر الحادی

heathenizing practices

شیوه های الحادی

heathenizing rituals

آداب الحادی

heathenizing beliefs

باورهای الحادی

heathenizing culture

فرهنگ الحادی

heathenizing forces

نیروهای الحادی

heathenizing trends

روندهای الحادی

heathenizing ideologies

ایدئولوژی های الحادی

heathenizing effects

اثرات الحادی

heathenizing elements

عناصر الحادی

جملات نمونه

he was accused of heathenizing the local culture.

او به بهایه‌سازی فرهنگ محلی متهم شده بود.

some believe that heathenizing practices should be banned.

برخی معتقدند که باید اعمال بهایه‌سازانه ممنوع شوند.

the heathenizing influence of modern media is concerning.

نفوذ بهایه‌سازانه رسانه‌های مدرن نگران‌کننده است.

heathenizing rituals can be found in various communities.

آیین‌های بهایه‌سازانه را می‌توان در جوامع مختلف یافت.

they feared that heathenizing beliefs would spread.

آنها از این می‌ترسیدند که باورهای بهایه‌سازانه گسترش یابند.

heathenizing elements were present in the festival.

عناصر بهایه‌سازانه در جشنواره حضور داشتند.

the book discusses the dangers of heathenizing influences.

این کتاب خطرات نفوذهای بهایه‌سازانه را مورد بحث قرار می‌دهد.

efforts to prevent heathenizing practices are ongoing.

تلاش‌ها برای جلوگیری از اعمال بهایه‌سازانه ادامه دارد.

heathenizing trends can undermine traditional values.

روندهای بهایه‌سازانه می‌توانند ارزش‌های سنتی را تضعیف کنند.

some educators are concerned about heathenizing ideologies.

برخی از مربیان در مورد ایدئولوژی‌های بهایه‌سازانه نگران هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید