civilizing

[ایالات متحده]/ˈsɪv.ɪ.laɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪv.ə.laɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ساختن جامعه ای بیشتر فرهنگ یافته یا تصفیه شده

عبارات و ترکیب‌ها

civilizing mission

ماموریت تمدن‌سازی

civilizing process

فرآیند تمدن‌سازی

civilizing influence

تاثیر تمدن‌ساز

civilizing power

قدرت تمدن‌ساز

civilizing force

نیروی تمدن‌ساز

civilizing effect

اثر تمدن‌ساز

civilizing ideal

آرمان تمدن‌ساز

civilizing role

نقش تمدن‌ساز

civilizing trend

روند تمدن‌ساز

civilizing journey

سفر تمدن‌ساز

جملات نمونه

the process of civilizing a society takes time and effort.

فرآیند متمدن کردن یک جامعه زمان و تلاش می‌برد.

civilizing influences can lead to greater harmony among people.

تاثیرات تمدنی می‌توانند منجر به هماهنگی بیشتر بین مردم شوند.

education plays a crucial role in the civilizing process.

آموزش نقش مهمی در فرآیند تمدن دارد.

civilizing missions were common in the history of colonialism.

ماموریت‌های تمدنی در تاریخ استعمار رایج بودند.

the civilizing impact of art cannot be underestimated.

تاثیر تمدنی هنر را نمی‌توان دست کم گرفت.

they believed that civilizing the indigenous population was their duty.

آنها معتقد بودند که تمدن بخشیدن به جمعیت بومی وظیفه آنهاست.

technology has a civilizing effect on modern society.

فناوری تاثیر تمدنی بر جامعه مدرن دارد.

many thinkers have debated the concept of civilizing missions.

فلاسفه زیادی مفهوم ماموریت‌های تمدنی را مورد بحث قرار داده‌اند.

civilizing efforts often involve cultural exchange.

تلاش‌های تمدنی اغلب شامل تبادل فرهنگی می‌شود.

the civilizing journey of humanity is ongoing.

سفر تمدنی بشر ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید