heedless driving
رانندگی بیاحتیاط
heedless behavior
رفتار بیاحتیاط
heedless of danger
بیتوجه به خطر
heedless of warnings
بیتوجه به هشدارهای
heedless of other people
بی توجه به دیگران
She stood glued to the radio,heedless of the ordered bustle about her.
او در حالی که در اطرافش هرج و مرج وجود داشت، به رادیو چسبیده بود و بیتوجه به آن بود.
heedless of the consequences
بی توجه به عواقب
heedless of the warning signs
بی توجه به علائم هشدار
acted heedlessly and got into trouble
بی فکرانه عمل کرد و به دردسر افتاد.
she was heedless of the risks involved
او بیتوجه به خطرات احتمالی بود.
heedless behavior can lead to accidents
رفتار بیاحتیاطی میتواند منجر به تصادف شود.
he drove heedlessly through the intersection
او بیاحتیاطی از تقاطع عبور کرد.
they proceeded heedlessly with their plan
آنها بدون توجه به عواقب طرح خود ادامه دادند.
the company's heedless spending eventually led to bankruptcy
هزینههای بیرویه شرکت در نهایت منجر به ورشکستگی شد.
the heedless hiker wandered off the trail and got lost
گردشگر بیاحتیاط از مسیر منحرف شد و گم شد.
heedless of the time, she continued working late into the night
بی توجه به زمان، او تا دیروقت شب به کار خود ادامه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید