heedless

[ایالات متحده]/'hiːdlɪs/
[بریتانیا]/ˈhidlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌توجه; بی‌دقت

عبارات و ترکیب‌ها

heedless driving

رانندگی بی‌احتیاط

heedless behavior

رفتار بی‌احتیاط

heedless of danger

بی‌توجه به خطر

heedless of warnings

بی‌توجه به هشدارهای

جملات نمونه

heedless of other people

بی توجه به دیگران

She stood glued to the radio,heedless of the ordered bustle about her.

او در حالی که در اطرافش هرج و مرج وجود داشت، به رادیو چسبیده بود و بی‌توجه به آن بود.

heedless of the consequences

بی توجه به عواقب

heedless of the warning signs

بی توجه به علائم هشدار

acted heedlessly and got into trouble

بی فکرانه عمل کرد و به دردسر افتاد.

she was heedless of the risks involved

او بی‌توجه به خطرات احتمالی بود.

heedless behavior can lead to accidents

رفتار بی‌احتیاطی می‌تواند منجر به تصادف شود.

he drove heedlessly through the intersection

او بی‌احتیاطی از تقاطع عبور کرد.

they proceeded heedlessly with their plan

آنها بدون توجه به عواقب طرح خود ادامه دادند.

the company's heedless spending eventually led to bankruptcy

هزینه‌های بی‌رویه شرکت در نهایت منجر به ورشکستگی شد.

the heedless hiker wandered off the trail and got lost

گردشگر بی‌احتیاط از مسیر منحرف شد و گم شد.

heedless of the time, she continued working late into the night

بی توجه به زمان، او تا دیروقت شب به کار خود ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید