heftier

[ایالات متحده]/ˈhɛftiə/
[بریتانیا]/ˈhɛftiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از سنگین; قوی‌تر یا بزرگ‌تر از متوسط; دارای مقدار زیاد یا کمیت قابل توجه

عبارات و ترکیب‌ها

heftier price

قیمت بیشتر

heftier weight

وزن بیشتر

heftier portion

بخش بزرگتر

heftier salary

حقوق بیشتر

heftier load

بار بیشتر

heftier investment

سرمایه‌گذاری بیشتر

heftier bill

قبض بیشتر

heftier challenge

چالش بزرگتر

heftier fine

جریمه بیشتر

heftier competition

رقابت بیشتر

جملات نمونه

he received a heftier paycheck this month.

او این ماه حقوق بیشتری دریافت کرد.

she decided to buy a heftier laptop for gaming.

او تصمیم گرفت یک لپ‌تاپ بزرگتر برای بازی کردن بخرد.

the heftier book contains more detailed information.

کتاب بزرگتر حاوی اطلاعات دقیق‌تری است.

they offered him a heftier salary to keep him on board.

آنها برای حفظ او در شرکت، حقوق بیشتری به او پیشنهاد دادند.

after the promotion, he expected a heftier bonus.

پس از ارتقا، او انتظار داشت پاداش بیشتری دریافت کند.

the heftier suitcase was harder to carry.

چمدان بزرگتر حمل آن سخت‌تر بود.

she found a heftier investment opportunity this year.

او امسال یک فرصت سرمایه‌گذاری بزرگتر پیدا کرد.

the heftier meal left him feeling full.

وعده غذایی بزرگتر او را سیر کرد.

he prefers heftier novels with complex plots.

او رمان‌های بزرگتر با طرح‌های پیچیده را ترجیح می‌دهد.

the heftier package arrived a day late.

بسته بزرگتر یک روز دیر رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید