heliometer

[ایالات متحده]/ˌhiːliˈɒmɪtə/
[بریتانیا]/ˌhiːliˈɑːmɪtər/

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری قطر خورشید؛ نوعی تلسکوپ خورشیدی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

heliometer reading

خواندن هلیاومتر

heliometer calibration

کالیبراسیون هلیاومتر

heliometer measurement

اندازه‌گیری هلیاومتر

heliometer design

طراحی هلیاومتر

heliometer usage

استفاده از هلیاومتر

heliometer optics

اپتیک هلیاومتر

heliometer setup

راه اندازی هلیاومتر

heliometer application

کاربرد هلیاومتر

heliometer technology

فناوری هلیاومتر

heliometer lens

لنز هلیاومتر

جملات نمونه

the astronomer used a heliometer to measure the distance to the star.

ستاره‌شناس از یک هلیومتر برای اندازه‌گیری فاصله تا ستارگان استفاده کرد.

heliometers are essential tools in solar research.

هلیومترها ابزارهای ضروری در تحقیقات خورشیدی هستند.

in the 19th century, heliometers revolutionized astronomy.

در قرن نوزدهم، هلیومترها انقلاب بزرگی در علم نجوم ایجاد کردند.

she learned to calibrate the heliometer for accurate readings.

او یاد گرفت که هلیومتر را برای خواندن دقیق کالیبره کند.

the heliometer helped confirm the existence of exoplanets.

هلیومتر به تایید وجود سیارات فراخوکی کمک کرد.

using a heliometer requires specialized training.

استفاده از هلیومتر نیاز به آموزش تخصصی دارد.

the data from the heliometer was crucial for the study.

اطلاعات به دست آمده از هلیومتر برای این مطالعه بسیار مهم بود.

he explained how the heliometer works to the students.

او نحوه کارکرد هلیومتر را برای دانش آموزان توضیح داد.

many observatories have upgraded to digital heliometers.

بسیاری از رصدخانه‌ها به هلیومترهای دیجیتال ارتقا یافته‌اند.

the accuracy of the heliometer is unmatched in the field.

دقت هلیومتر در این زمینه بی‌نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید