angle

[ایالات متحده]/ˈæŋɡl/
[بریتانیا]/ˈæŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زاویه (معمولاً به درجه اندازه‌گیری می‌شود) بین دو خط یا سطح متقاطع در یا نزدیک به نقطه‌ای که به هم می‌رسند
v. حرکت کردن یا قرار گرفتن در یک زاویه؛ ارائه اطلاعات به صورت کج یا مغرضانه؛ ماهی‌گیری با قلاب و نخ؛ استفاده از فریب یا نیرنگ برای دستیابی به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

right angle

زاویه راست

acute angle

زاویه حاد

obtuse angle

زاویه منبسط

angle measurement

اندازه گیری زاویه

angle of elevation

زاویه ارتفاع

angle of depression

زاویه فرود

angle of view

زاویه دید

visual angle

زاویه دید بصری

contact angle

زاویه تماس

angle on

زاویه روشن

angle for

زاویه برای

dip angle

زاویه غوطه ور شدن

incident angle

زاویه برخورد

phase angle

زاویه فاز

angle steel

ورق زاویه ای

rotation angle

زاویه چرخش

slope angle

زاویه شیب

angle of attack

زاویه حمله

high angle

زاویه بالا

pressure angle

زاویه فشار

at an angle

با زاویه

azimuth angle

زاویه افق

wide angle

زاویه باز

inclination angle

زاویه شیب

rake angle

زاویه برش

جملات نمونه

angle for a promotion.

به دنبال ارتقا. (be donbal-e ertegha)

a skylight in the angle of the roof.

یک طاقچه سقفی در زاویه سقف.

set at an angle of 45 degrees.

با زاویه 45 درجه تنظیم شده است.

sloping at an angle of 33° to the horizontal.

با زاویه 33 درجه نسبت به افق شیب دارد.

still the rain angles down.

هنوز هم باران به سمت پایین می‌ریزد.

there are no big fish left to angle for .

دیگر ماهی‌های بزرگی برای صید وجود ندارد.

Ralph had begun to angle for an invitation.

رالف شروع به تلاش برای دریافت دعوت‌نامه کرده بود.

the blade angles back on the downstroke.

تیغه در حرکت نزولی به عقب خم می‌شود.

a grabby angle on a news story.

زاویه‌ای تند در مورد یک داستان خبری.

what about the practical angle?.

در مورد زاویه عملی چه می‌شود؟

He angled with an artificial fly.

او با یک پرنده مصنوعی ماهیگیری کرد.

She angled for a good name.

او برای یک نام خوب تلاش کرد.

angled the chair toward the window.

صندلی را به سمت پنجره چرخاند.

The road angles sharply to the left. The path angled through the woods.

جاده به طور تند به سمت چپ می‌چرخد. مسیر از میان جنگل عبور می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Love angle too, I suppose? Practically all love angle.

حدود عشق هم، حدس می‌زنم؟ تقریباً همه زوایای عشق.

منبع: Roman Holiday Selection

Airliners have an angle of attack sensor.

هواپیماها دارای حسگر زاویه حمله هستند.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

Yeah, she knows her angles for sure.

بله، او مطمئناً زوایای خود را می‌داند.

منبع: Selected Film and Television News

The walking leg only has flex angle.

حلقه پا فقط زاویه خمشی دارد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

Yeah, he thought I had a clever angle.

بله، او فکر کرد من یک زاویه باهوش دارم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

However, there is actually a positive angle as well.

با این حال، در واقع یک زاویه مثبت نیز وجود دارد.

منبع: Reel Knowledge Scroll

I admit to not seeing your angle here, Harold.

باید اعتراف کنم که در اینجا زاویه شما را نمی‌بینم، هروالد.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

You'll need to maintain a zero angle. Over.

شما باید یک زاویه صفر را حفظ کنید. تمام.

منبع: Go blank axis version

That difference there is the angle of attack, sometimes called alpha.

آن تفاوت آنجا زاویه حمله است، گاهی اوقات آلفا نامیده می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

However, there's always the angle of convenience and nostalgia.

با این حال، همیشه زاویه راحتی و نوستالژی وجود دارد.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید