heliotrope

[ایالات متحده]/'hiːlɪətrəʊp/
[بریتانیا]/'hɛlɪətrop/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از جنس هلیوتروپیوم؛ گیاهی که به سمت خورشید می‌چرخد؛ رنگ بنفش کمرنگ؛ یک سنگ قیمتی.

جملات نمونه

The heliotrope flowers bloomed in the garden.

گل‌های یاسمن در باغ شکوفا شدند.

She wore a beautiful heliotrope dress to the party.

او یک لباس یاسمنی زیبا به مهمانی پوشید.

The artist used heliotrope paint to create a stunning masterpiece.

هنرمند از رنگ یاسمنی برای خلق یک شاهکار خیره‌کننده استفاده کرد.

The heliotrope scent filled the room.

بوی یاسمن اتاق را پر کرد.

She decorated her bedroom with heliotrope-colored pillows.

او اتاق خواب خود را با بالش‌های رنگ یاسمنی تزئین کرد.

The heliotrope gemstone sparkled in the sunlight.

سنگ قیمتی یاسمنی در نور خورشید می‌درخشید.

The heliotrope sky signaled the arrival of a storm.

آسمان یاسمنی نشان‌دهنده رسیدن طوفان بود.

He painted the walls of his house in a heliotrope hue.

او دیوار‌های خانه خود را به رنگ یاسمنی نقاشی کرد.

The heliotrope sunset painted the sky with vibrant colors.

غروب یاسمنی آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

She bought a bouquet of heliotrope flowers for her mother.

او یک دسته گل یاسمنی برای مادرش خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید