hellish

[ایالات متحده]/'helɪʃ/
[بریتانیا]/'hɛlɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیطانی و بدجنس
باعث ترس یا وحشت شدید
مربوط به جهنم.

عبارات و ترکیب‌ها

a hellish experience

یک تجربه جهنمی

جملات نمونه

it was hellish expensive.

بسیار گران و جهنمی بود.

It's a hellish problem.

این یک مشکل جهنمی است.

an unearthly, hellish landscape.

یک منظره جهنمی و غیرزمینی.

it had been a hellish week.

هفته جهنمی بوده است.

It was a hellish thing to do.

انجام آن یک کار جهنمی بود.

The weather's been hellish recently.

هوا اخیراً جهنمی بوده است.

Luther, according to the scandal of his monkish enemies, was a brat of that hellish breed;

لوتِر، بنا به ادعای دشمنان راهب‌اش، پسری از آن تبار جهنمی بود؛

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید