hemianopsias

[ایالات متحده]/ˌhɛmɪəˈnɒpsɪəs/
[بریتانیا]/ˌhɛmɪəˈnɑːpsiəs/

ترجمه

n. از دست دادن جزئی بینایی در نیمی از میدان بینایی

عبارات و ترکیب‌ها

visual hemianopsias

همیانوپسی‌های تصویری

hemianopsias assessment

ارزیابی همیانوپسی

hemianopsias treatment

درمان همیانوپسی

hemianopsias symptoms

علائم همیانوپسی

homonymous hemianopsias

همیانوپسی هم‌نام

hemianopsias rehabilitation

توان‌بخشی همیانوپسی

hemianopsias diagnosis

تشخیص همیانوپسی

hemianopsias causes

علت‌های همیانوپسی

hemianopsias awareness

آگاهی از همیانوپسی

hemianopsias therapy

درمان‌گرایی همیانوپسی

جملات نمونه

patients with hemianopsias may struggle with daily tasks.

بیماران مبتلا به همیانوپسی ممکن است در انجام کارهای روزمره دچار مشکل شوند.

hemianopsias can affect one or both visual fields.

همیانوپسی می‌تواند بر یک یا هر دو میدان دید تأثیر بگذارد.

therapy can help patients adapt to hemianopsias.

درمان می‌تواند به بیماران کمک کند تا با همیانوپسی سازگار شوند.

understanding hemianopsias is essential for rehabilitation.

درک همیانوپسی برای توانبخشی ضروری است.

doctors often assess hemianopsias during eye examinations.

پزشکان اغلب همیانوپسی را در طول معاینات چشم ارزیابی می‌کنند.

visual aids can assist those with hemianopsias.

وسایل کمک بینایی می‌توانند به افراد مبتلا به همیانوپسی کمک کنند.

hemianopsias can result from brain injuries or strokes.

همیانوپسی می‌تواند ناشی از آسیب مغزی یا سکته مغزی باشد.

she learned coping strategies for her hemianopsias.

او راهکارهای مقابله‌ای برای همیانوپسی خود آموخت.

hemianopsias may require special driving adaptations.

همیانوپسی ممکن است نیاز به سازگاری‌های خاص رانندگی داشته باشد.

research continues to explore treatments for hemianopsias.

تحقیقات ادامه دارد تا به دنبال درمان‌هایی برای همیانوپسی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید