hemotoxin

[ایالات متحده]/ˈhiːməʊˌtɒksɪn/
[بریتانیا]/ˈhɪməˌtɑksɪn/

ترجمه

n. سمّی که بر خون تأثیر می‌گذارد

عبارات و ترکیب‌ها

hemotoxin effect

اثر هموتوکسین

hemotoxin release

آزادی هموتوکسین

hemotoxin analysis

تجزیه و تحلیل هموتوکسین

hemotoxin exposure

قرار گرفتن در معرض هموتوکسین

hemotoxin study

مطالعه هموتوکسین

hemotoxin source

منبع هموتوکسین

hemotoxin binding

اتصال هموتوکسین

hemotoxin interaction

تعامل هموتوکسین

hemotoxin neutralization

خنثی‌سازی هموتوکسین

hemotoxin properties

خواص هموتوکسین

جملات نمونه

hemotoxin can cause severe damage to blood vessels.

هموتوکسین می‌تواند باعث آسیب شدید به عروق خونی شود.

certain snakes produce hemotoxin that affects the circulatory system.

برخی از مارها هموتوکسینی تولید می‌کنند که بر سیستم گردش خون تأثیر می‌گذارد.

researchers are studying hemotoxin to develop antivenoms.

محققان در حال مطالعه هموتوکسین برای توسعه پادزهر هستند.

hemotoxin can lead to internal bleeding if not treated promptly.

اگر به سرعت درمان نشود، هموتوکسین می‌تواند منجر به خونریزی داخلی شود.

understanding hemotoxin is crucial for medical professionals in emergency situations.

درک هموتوکسین برای متخصصان پزشکی در شرایط اضطراری بسیار مهم است.

some hemotoxins can also affect nerve function.

برخی از هموتوکسین‌ها همچنین می‌توانند بر عملکرد اعصاب تأثیر بگذارند.

the effects of hemotoxin can vary greatly between species.

اثرات هموتوکسین می‌تواند به طور قابل توجهی بین گونه‌ها متفاوت باشد.

hemotoxin exposure requires immediate medical attention.

قرار گرفتن در معرض هموتوکسین نیاز به توجه فوری پزشکی دارد.

antivenom treatment is essential for hemotoxin poisoning.

درمان با پادزهر برای مسمومیت با هموتوکسین ضروری است.

some animals have developed resistance to hemotoxin.

برخی از حیوانات در برابر هموتوکسین مقاومت کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید