hendes

[ایالات متحده]//ˈhɛndəs//
[بریتانیا]//ˈhɛndəs//

ترجمه

n. جمع هنде؛ هنде (نام)

جملات نمونه

hendes house is the largest on the street.

خانه هندرس بزرگترین خانه در خیابان است.

i met hendes family yesterday.

من دیروز با خانواده هندرس آشنا شدم.

hendes car broke down on the highway.

ماشین هندرس در جاده ایجاد خرابی کرد.

the book belongs to hendes.

این کتاب متعلق به هندرس است.

hendes opinion matters most to me.

نظر هندرس برای من مهمترین است.

i visited hendes office last week.

من هفته گذشته دفتر هندرس را بازدید کردم.

hendes dog is very friendly.

سگ هندرس بسیار دوست داشتنی است.

can i borrow hendes umbrella?

آیا من می توانم مظله هندرس را از خودم استفاده کنم؟

hendes presentation was excellent.

ارائه هندرس بسیار عالی بود.

i spoke with hendes manager today.

من امروز با مدیر هندرس صحبت کردم.

hendes arrival surprised everyone.

حضور هندرس همه را شگفت زده کرد.

the gift is for hendes birthday.

این هدیه برای تولد هندرس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید