henhouses

[ایالات متحده]/ˈhɛnhaʊzɪz/
[بریتانیا]/ˈhɛnˌhaʊzɪz/

ترجمه

n. جمع شکل مرغ‌داری

عبارات و ترکیب‌ها

clean henhouses

پاک کردن مرغداری‌ها

build henhouses

ساختن مرغداری‌ها

inspect henhouses

بازرسی مرغداری‌ها

paint henhouses

رنگ آمیزی مرغداری‌ها

repair henhouses

تعمیر مرغداری‌ها

design henhouses

طراحی مرغداری‌ها

organize henhouses

مرتب‌سازی مرغداری‌ها

upgrade henhouses

ارتقاء مرغداری‌ها

flooded henhouses

مرغداری‌های آب‌گرفته

empty henhouses

مرغداری‌های خالی

جملات نمونه

the farmer built new henhouses for his chickens.

کشاورز خانه‌های جدید برای مرغ‌هایش ساخت.

we need to clean the henhouses before winter arrives.

ما باید قبل از رسیدن زمستان، خانه‌های مرغ‌ها را تمیز کنیم.

henhouses should be well-ventilated to keep the chickens healthy.

خانه‌های مرغ‌ها باید تهویه مناسب داشته باشند تا مرغ‌ها سالم بمانند.

there are several henhouses on the farm.

چندین خانه مرغ در مزرعه وجود دارد.

she decorated the henhouses with colorful paint.

او خانه‌های مرغ را با رنگ‌های شاد تزئین کرد.

it’s important to check the henhouses daily for eggs.

بررسی روزانه خانه‌های مرغ برای تخم مرغ‌ها مهم است.

the henhouses were designed to protect the chickens from predators.

خانه‌های مرغ برای محافظت از مرغ‌ها در برابر شکارچیان طراحی شده‌اند.

building henhouses requires careful planning and construction.

ساختن خانه‌های مرغ به برنامه‌ریزی و ساخت دقیق نیاز دارد.

henhouses can vary in size depending on the number of chickens.

اندازه خانه‌های مرغ بسته به تعداد مرغ‌ها متفاوت است.

the children loved visiting the henhouses on the farm.

کودکان از بازدید از خانه‌های مرغ در مزرعه بسیار خوشحال بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید