scrambled eggs
تخممرغهای همزده
fried eggs
تخم مرغ سرخ شده
hard-boiled eggs
تخم مرغ آب پز
eggs benedict
املت تخممرغ بندیکت
chicken eggs
تخم مرغ مرغ
fresh eggs
تخم مرغ تازه
eggs over easy
تخم مرغ نیمرو
making eggs
تهیه تخم مرغ
eating eggs
خوردن تخم مرغ
deviled eggs
تخم مرغ با طعم تند
she cracked the eggs into a mixing bowl.
او تخم مرغها را در یک کاسه مخلوط شکست.
we bought a dozen eggs at the store.
ما یک دزین تخم مرغ از مغازه خریدیم.
he scrambled the eggs with cheese and peppers.
او تخم مرغها را با پنیر و فلفل هم زد.
the cake recipe calls for three eggs.
دستور العمل کیک به سه عدد تخم مرغ نیاز دارد.
she's making an omelet with ham and eggs.
او یک املت با گوشت و تخم مرغ درست می کند.
he's collecting eggs from the chicken coop.
او تخم مرغ ها را از لانه خروس جمع می کند.
they hard-boiled eggs for a picnic.
آنها تخم مرغ ها را برای پیک نیک آب پز کردند.
she decorated easter eggs with colorful designs.
او تخم مرغ های عید پاک را با طرح های رنگارنگ تزئین کرد.
the chickens laid a lot of eggs this week.
مرغ ها این هفته تخم مرغ زیادی گذاشتند.
he dropped the eggs and broke them.
او تخم مرغ ها را انداخت و شکست.
she's baking cookies with eggs and flour.
او با استفاده از تخم مرغ و آرد بیسکویت درست می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید