hens

[ایالات متحده]/hɛnz/
[بریتانیا]/hɛnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرغ‌های ماده؛ پرندگان ماده

عبارات و ترکیب‌ها

happy hens

مرغ‌های شاد

free range hens

مرغ‌های آزاد

laying hens

مرغ‌های تخم‌گذار

hens and chicks

مرغ و جوجه‌ها

hens' eggs

تخم مرغ‌های مرغ

hens coop

کلبه مرغ‌ها

hens pecking

مرغ‌ها در حال منق بزن

hens clucking

مرغ‌ها در حال کل‌کل کردن

hens flock

گله مرغ‌ها

hens' behavior

رفتار مرغ‌ها

جملات نمونه

hens lay eggs regularly.

مرغ‌ها به طور منظم تخم می‌گذارند.

we raise hens in our backyard.

ما مرغ‌ها را در حیاط پشتی خود بزرگ می‌کنیم.

hens are social animals.

مرغ‌ها حیوانات اجتماعی هستند.

she feeds the hens every morning.

او هر روز صبح به مرغ‌ها غذا می‌دهد.

hens can be kept in small coops.

می‌توان مرغ‌ها را در کلبه‌های کوچک نگهداری کرد.

we collect fresh eggs from the hens.

ما تخم‌های تازه را از مرغ‌ها جمع‌آوری می‌کنیم.

hens need a balanced diet to stay healthy.

مرغ‌ها برای سالم ماندن به یک رژیم غذایی متعادل نیاز دارند.

some hens are bred for meat production.

برخی از مرغ‌ها برای تولید گوشت پرورش داده می‌شوند.

hens often cluck when they are happy.

مرغ‌ها اغلب وقتی خوشحال هستند، کل‌کل می‌کنند.

hens can live for several years.

مرغ‌ها می‌توانند برای چندین سال زندگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید