herdman

[ایالات متحده]/'hɜːdmən/
[بریتانیا]/'hɜrdmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوپان یا شخصی که به گله رسیدگی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

herdman skills

مهارت‌های چوپان

herdman lifestyle

سبک زندگی چوپان

herdman duties

وظایف چوپان

herdman culture

فرهنگ چوپانی

herdman community

جامعه چوپانی

herdman traditions

آد و رسوم چوپانی

herdman practices

شیوه های چوپانی

herdman life

زندگی چوپانی

herdman role

نقش چوپان

herdman work

کار چوپان

جملات نمونه

the herdman led his cattle to the river.

چوپان گله گاوهايش را به سمت رودخانه برد.

the herdman watched over the flock all day.

چوپان تمام روز بر گله نظارت داشت.

as a herdman, he knows the land very well.

به عنوان یک چوپان، او زمین را خیلی خوب می‌شناسد.

the herdman sang a song to calm the animals.

چوپان برای آرام کردن حیوانات، ترانه خواند.

the herdman often travels with his dogs.

چوپان اغلب با سگ‌هایش سفر می‌کند.

being a herdman requires patience and skill.

چوپانی کردن نیاز به صبر و مهارت دارد.

the herdman noticed a change in the weather.

چوپان متوجه تغییر آب و هوا شد.

every evening, the herdman brings the animals home.

هر شب، چوپان حیوانات را به خانه می‌برد.

the herdman shared stories of his adventures.

چوپان داستان‌های ماجراهایش را با دیگران به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید