animal-keeper

[ایالات متحده]/[ˈænɪml ˈkiːpə]/
[بریتانیا]/[ˈænɪml ˈkiːpər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که حیوانات را نگه می‌دارد، به ویژه در حیاط یا کشاورzi؛ فردی که به عنوان شغل حیوانات را مراقبت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

animal-keeper duties

وظایف دارایی حیوانات

an animal-keeper

یک دارایی حیوانات

animal-keeper's job

وظیفه دارایی حیوانات

experienced animal-keeper

دارایی حیوانات با تجربه

animal-keepers work

کار دارایی حیوانات

be an animal-keeper

دارایی حیوانات شوید

animal-keeper training

آموزش دارایی حیوانات

animal-keeper shifts

شیفت‌های دارایی حیوانات

animal-keeper caring

مراقبت دارایی حیوانات

animal-keeper needed

نیاز به دارایی حیوانات است

جملات نمونه

the animal-keeper carefully monitored the enclosure for any signs of distress.

پرورش دهنده حیوان به دقت محیط زیست را برای هر نشانه ای از ناراحتی نظارت می کند.

an experienced animal-keeper is essential for maintaining a healthy zoo environment.

یک پرورش دهنده حیوان با تجربه برای حفظ محیط زیست سالم یک حیات وحشی ضروری است.

the animal-keeper prepared a nutritious meal for the endangered snow leopard.

پرورش دهنده حیوان یک غذای مغذی برای شیر سفید در معرض خطر تهیه کرد.

new animal-keepers undergo rigorous training before working with the big cats.

پرورش دهندگان جدید حیوانات قبل از کار با گربه های بزرگ آموزش جدی را می گیرند.

the animal-keeper cleaned the penguin habitat with a special disinfectant.

پرورش دهنده حیوان با یک نظافت کننده ویژه محیط زیست پنگوئن را تمیز کرد.

an animal-keeper observed the chimpanzees engaging in playful behavior.

یک پرورش دهنده حیوان رفتار بازیگوش رئیس جماعت های چیمپانزی را مشاهده کرد.

the head animal-keeper oversaw the daily feeding schedule for all the animals.

پرورش دهنده ارشد حیوان برنامه غذایی روزانه برای تمام حیوانات را نظارت می کند.

the dedicated animal-keeper spent hours observing the new baby giraffe.

پرورش دهنده وفادار حیوان ساعات زیادی را مشاهده گوسفند جوان جدید صرف کرد.

the animal-keeper reported a concerning change in the lion's appetite.

پرورش دهنده حیوان تغییر نگران کننده ای در اشتها ی لیون را گزارش داد.

the young animal-keeper was passionate about wildlife conservation.

پرورش دهنده جوان حیوان در مورد حفظ حیات وحشی شغف داشت.

the animal-keeper used a long pole to safely feed the rhinoceros.

پرورش دهنده حیوان یک میله طولانی را برای غذای امن شیر سیاه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید