heritor

[ایالات متحده]/ˈhɛrɪtə/
[بریتانیا]/ˈhɛrɪtər/

ترجمه

n. شخصی که ارث می‌برد یا حق ارث بردن از اموال، عنوان یا موقعیتی را دارد؛ شخصی که چیزی را از کسی دریافت می‌کند، به‌ویژه به‌وسیله‌ی قانونی؛ نسل یا جانشین
Word Forms
جمعheritors

عبارات و ترکیب‌ها

legal heritor

وارث قانونی

heritor rights

حقوق وراث

heritor claim

ادعای وراث

heritor status

وضعیت وراث

heritor lineage

تبار وراث

heritor title

عنوان وراث

heritor obligations

وظایف وراث

heritor benefits

مزایای وراث

heritor responsibilities

مسئولیت‌های وراث

heritor agreement

توافق وراث

جملات نمونه

he is the heritor of a vast fortune.

او وارث ثروت هنگفتی است.

as the heritor, she had many responsibilities.

همانطور که وارث بود، مسئولیت‌های زیادی داشت.

the heritor of the estate must pay the taxes.

وارث املاک باید مالیات پرداخت کند.

being a heritor comes with its own challenges.

وارث بودن چالش‌های خاص خود را دارد.

he was named the heritor in the will.

او به عنوان وارث در وصیت‌نامه تعیین شد.

the heritor should honor the family's legacy.

وارث باید میراث خانوادگی را گرامی بدارد.

she felt the pressure of being the heritor.

او فشار وارث بودن را احساس کرد.

the heritor decided to sell the family business.

وارث تصمیم گرفت کسب و کار خانوادگی را بفروشد.

he learned about his rights as a heritor.

او در مورد حقوق خود به عنوان وارث اطلاعاتی کسب کرد.

the heritor's decisions affect the entire family.

تصمیمات وارث بر کل خانواده تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید