herms

[ایالات متحده]/hɜːm/
[بریتانیا]/hɜrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیرمان (یک نام مردانه)؛ یک ستون سنگی مربع با یک تندیس در بالای آن

عبارات و ترکیب‌ها

herm crab

خرچنگ هرم

herm shell

پوسته‌ی هرم

herm suit

کت هرم

herm culture

فرهنگ هرم

herm map

نقشه هرم

herm spirit

روح هرم

herm key

کلید هرم

herm style

سبک هرم

herm dance

رقص هرم

herm art

هنر هرم

جملات نمونه

she wore a herm necklace that sparkled in the sunlight.

او یک گردنبند هرم پوشید که در نور خورشید می‌درخشید.

the herm crab scuttled quickly across the sand.

خرچنگ هرم به سرعت روی شن‌ها حرکت کرد.

he found a herm shell while walking along the beach.

او در حالی که در امتداد ساحل قدم می‌زد، یک صدف هرم پیدا کرد.

she decorated her room with herm-themed artwork.

او اتاق خود را با آثار هنری با مضمون هرم تزئین کرد.

the herm habitat was carefully preserved in the aquarium.

زیستگاه هرم به دقت در آکواریوم حفظ شد.

we learned about the herm's role in the ecosystem.

ما در مورد نقش هرم در اکوسیستم یاد گرفتیم.

he collected herm shells as a hobby.

او جمع آوری صدف های هرم را به عنوان یک سرگرمی انجام می داد.

they observed the herm's behavior during the field trip.

آنها رفتار هرم را در طول سفر میدانی مشاهده کردند.

the herm's unique adaptation allows it to thrive in various environments.

سازگاری منحصر به فرد هرم به آن اجازه می دهد تا در محیط های مختلف رشد کند.

she wrote a report on the life cycle of the herm.

او گزارشی در مورد چرخه زندگی هرم نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید