herniation

[ایالات متحده]/ˌhɜːnɪˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌhɜrniˈeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تشکیل یک هرنی؛ برآمدگی یک ارگان از طریق دیواره یک حفره
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

disc herniation

فتق دیسک

herniation symptoms

علائم فتق

herniation treatment

درمان فتق

spinal herniation

فتق نخاعی

herniation surgery

جراحی فتق

herniation risk

احتمال فتق

herniation causes

علت های فتق

herniation recovery

بهبودی از فتق

herniation diagnosis

تشخیص فتق

herniation prevention

پیشگیری از فتق

جملات نمونه

she was diagnosed with a herniation in her lower back.

او به دلیل فتق در قسمت پایین کمرتشخیص داده شد.

herniations can cause significant pain and discomfort.

فتق‌ها می‌توانند باعث درد و ناراحتی قابل توجهی شوند.

physical therapy is often recommended for herniation recovery.

فیزیوتراپی اغلب برای بهبودی از فتق توصیه می‌شود.

he experienced numbness due to a herniation in his neck.

او به دلیل فتق در گردنش بی‌حسی را تجربه کرد.

herniations can occur in various parts of the spine.

فتق‌ها می‌توانند در قسمت‌های مختلف ستون فقرات رخ دهند.

she underwent surgery to repair her herniation.

او برای ترمیم فتق تحت عمل جراحی قرار گرفت.

symptoms of herniation may include weakness and pain.

علائم فتق ممکن است شامل ضعف و درد باشد.

he was advised to avoid heavy lifting to prevent herniation.

به او توصیه شد تا از بلند کردن اجسام سنگین برای جلوگیری از فتق خودداری کند.

regular exercise can help reduce the risk of herniation.

ورزش منظم می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به فتق کمک کند.

her doctor explained the causes of herniation in detail.

پزشک او علت‌های فتق را به طور مفصل توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید