heron

[ایالات متحده]/'her(ə)n/
[بریتانیا]/'hɛrən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایگرگ، یک پرنده بزرگ آبچر؛ خاکستری مایل به بنفش عمیق.

جملات نمونه

a heron glided to rest on a pebbly strand.

یک حمايقا برای استراحت بر روی یک ساحل سنگ ریزه ای سر خورد.

the long plumes of a heron in the breeding season.

پرچمدان های بلند یک حمايق در فصل تولید مثل.

Herons (Ardeidae), sparrows (Passerinae) and common magpies (Corvidae) are suggested as useful bioindicators of environmental pollution.

مرغ‌کان (Ardeidae)، گنجشک‌ها (Passerinae) و زاغ‌های رایج (Corvidae) به عنوان نشانگرهای زیستی مفید آلودگی محیط‌زیست پیشنهاد شده‌اند.

The heron gracefully glided across the water.

مرغ‌زار با ظرافت در امتداد آب سر خورد.

A heron stood motionless by the edge of the pond.

یک مرغ‌زار بی‌حرکت کنار حوض ایستاده بود.

The heron caught a fish with lightning speed.

مرغ‌زار با سرعت رعدآسا یک ماهی را گرفت.

The heron's long legs are adapted for wading in shallow water.

پاهای بلند مرغ‌زار برای قدم زدن در آب کم‌عمق سازگار شده‌اند.

A heron's diet consists mainly of fish and amphibians.

رژیم غذایی مرغ‌زار عمدتاً از ماهی و دوزیستان تشکیل شده است.

The heron's beak is sharp and pointed, perfect for catching prey.

منقار مرغ‌زار تیز و نوک‌دار است که برای گرفتن طعمه عالی است.

Herons are known for their elegant appearance and graceful movements.

مرغ‌زارها به دلیل ظاهر باوقار و حرکات ظریف خود شناخته شده‌اند.

The heron's feathers are designed for silent flight.

پرهاى مرغ‌زار برای پرواز بى‌صدا طراحی شده‌اند.

A heron's nest is usually built in tall trees near water bodies.

لانه مرغ‌زار معمولاً در درختان بلند نزدیک منابع آب ساخته می‌شود.

Watching a heron hunt is a mesmerizing experience.

تماشای شکار مرغ‌زار تجربه‌ای مسحرب‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید