long-legged girl
دختر پا دراز
long-legged model
مدل پا دراز
long-legged deer
مرغ داز پا دراز
a long-legged runner
یک دویدنکن پا دراز
long-legged swan
گوزن پا دراز
long-legged stance
وضعیت پا دراز
long-legged horse
اسب پا دراز
be long-legged
پا دراز داشته باش
long-legged and slim
پا دراز و لاغر
long-legged creature
موجود پا دراز
the long-legged heron stood motionless in the shallows.
گرگ ماهیگیر پاهاي طویلش را در آب کم عمق ثابت نگه داشت.
she wore long-legged boots to wade through the mud.
او کفش هاي پاهاي طویل را برای عبور از خاک رس پوشید.
the long-legged table added a modern touch to the room.
میز با پاهاي طویل یک لمس مدرن به اتاق اضافه کرد.
he admired the long-legged model's graceful walk.
او گام زیبای مدل با پاهاي طویل را دوست داشت.
the long-legged spider spun a delicate web between the branches.
سپیدره با پاهاي طویل بین شاخه ها یک پیچیدگی نازک را بافته است.
the long-legged foal stumbled as it learned to walk.
گوساله با پاهاي طویل در حالی که یاد گرفت چگونه راه رود، لرزید.
she felt self-conscious about her long-legged appearance.
او درباره ظاهر پاهاي طویلش خود آگاه بود.
the long-legged crane lifted heavy loads with ease.
کرک ماهیگیر با پاهاي طویل بارهای سنگین را با آسانی بلند کرد.
the artist focused on the model's long-legged silhouette.
هنرمند روی نمای خیابانی مدل با پاهاي طویل تمرکز داشت.
the long-legged dog chased the ball across the field.
سگ با پاهاي طویل توپ را از روی میدان دوید.
the long-legged dancer moved with incredible agility.
رقصنده با پاهاي طویل با انعطاف پذیری عجیب حرکت کرد.
long-legged girl
دختر پا دراز
long-legged model
مدل پا دراز
long-legged deer
مرغ داز پا دراز
a long-legged runner
یک دویدنکن پا دراز
long-legged swan
گوزن پا دراز
long-legged stance
وضعیت پا دراز
long-legged horse
اسب پا دراز
be long-legged
پا دراز داشته باش
long-legged and slim
پا دراز و لاغر
long-legged creature
موجود پا دراز
the long-legged heron stood motionless in the shallows.
گرگ ماهیگیر پاهاي طویلش را در آب کم عمق ثابت نگه داشت.
she wore long-legged boots to wade through the mud.
او کفش هاي پاهاي طویل را برای عبور از خاک رس پوشید.
the long-legged table added a modern touch to the room.
میز با پاهاي طویل یک لمس مدرن به اتاق اضافه کرد.
he admired the long-legged model's graceful walk.
او گام زیبای مدل با پاهاي طویل را دوست داشت.
the long-legged spider spun a delicate web between the branches.
سپیدره با پاهاي طویل بین شاخه ها یک پیچیدگی نازک را بافته است.
the long-legged foal stumbled as it learned to walk.
گوساله با پاهاي طویل در حالی که یاد گرفت چگونه راه رود، لرزید.
she felt self-conscious about her long-legged appearance.
او درباره ظاهر پاهاي طویلش خود آگاه بود.
the long-legged crane lifted heavy loads with ease.
کرک ماهیگیر با پاهاي طویل بارهای سنگین را با آسانی بلند کرد.
the artist focused on the model's long-legged silhouette.
هنرمند روی نمای خیابانی مدل با پاهاي طویل تمرکز داشت.
the long-legged dog chased the ball across the field.
سگ با پاهاي طویل توپ را از روی میدان دوید.
the long-legged dancer moved with incredible agility.
رقصنده با پاهاي طویل با انعطاف پذیری عجیب حرکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید