long-legged

[ایالات متحده]/[lɒŋ lɛɡd]/
[بریتانیا]/[lɑːŋ lɛɡd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن پا‌های بلند؛ مشخص شده با یا داشتن پا‌های بلند؛ اغلب برای توصیف حیوانات استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

long-legged girl

دختر پا دراز

long-legged model

مدل پا دراز

long-legged deer

مرغ داز پا دراز

a long-legged runner

یک دویدنکن پا دراز

long-legged swan

گوزن پا دراز

long-legged stance

وضعیت پا دراز

long-legged horse

اسب پا دراز

be long-legged

پا دراز داشته باش

long-legged and slim

پا دراز و لاغر

long-legged creature

موجود پا دراز

جملات نمونه

the long-legged heron stood motionless in the shallows.

گرگ ماهیگیر پاهاي طویلش را در آب کم عمق ثابت نگه داشت.

she wore long-legged boots to wade through the mud.

او کفش هاي پاهاي طویل را برای عبور از خاک رس پوشید.

the long-legged table added a modern touch to the room.

میز با پاهاي طویل یک لمس مدرن به اتاق اضافه کرد.

he admired the long-legged model's graceful walk.

او گام زیبای مدل با پاهاي طویل را دوست داشت.

the long-legged spider spun a delicate web between the branches.

سپیدره با پاهاي طویل بین شاخه ها یک پیچیدگی نازک را بافته است.

the long-legged foal stumbled as it learned to walk.

گوساله با پاهاي طویل در حالی که یاد گرفت چگونه راه رود، لرزید.

she felt self-conscious about her long-legged appearance.

او درباره ظاهر پاهاي طویلش خود آگاه بود.

the long-legged crane lifted heavy loads with ease.

کرک ماهیگیر با پاهاي طویل بارهای سنگین را با آسانی بلند کرد.

the artist focused on the model's long-legged silhouette.

هنرمند روی نمای خیابانی مدل با پاهاي طویل تمرکز داشت.

the long-legged dog chased the ball across the field.

سگ با پاهاي طویل توپ را از روی میدان دوید.

the long-legged dancer moved with incredible agility.

رقصنده با پاهاي طویل با انعطاف پذیری عجیب حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید