egret

[ایالات متحده]/'iːgrɪt/
[بریتانیا]/'igrət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پرنده آبزی با گردن بلند و زیبا که معمولاً رنگش سفید است

عبارات و ترکیب‌ها

white egret

گاومیش سفید

large egret

گاومیش بزرگ

snowy egret

گاومیش برفی

little egret

گاومیش کوچک

جملات نمونه

The egret gracefully flew over the lake.

مرغ ماهیگیر به طور ظریف بالای دریاچه پرواز کرد.

I spotted an egret standing by the river.

من یک مرغ ماهیگیر را در کنار رودخانه ایستاده دیدم.

The egret's white plumage contrasted beautifully with the green reeds.

پر و سفید رنگ مرغ ماهیگیر به زیبایی با علف های سبز تضاد داشت.

A group of egrets nested in the trees near the pond.

گروهی از مرغ های ماهیگیر در درختان نزدیک برکه لانه کردند.

The egret patiently waited for a fish to swim by.

مرغ ماهیگیر با صبر منتظر ماند تا یک ماهی از کنارش عبور کند.

An egret waded through the shallow water in search of food.

مرغ ماهیگیر در جستجوی غذا در آب کم عمق قدم زد.

The egret's long legs are adapted for wading in wetlands.

پاهای بلند مرغ ماهیگیر برای قدم زدن در مناطق مرطوب سازگار شده اند.

I captured a stunning photo of an egret in flight.

من یک عکس خیره کننده از یک مرغ ماهیگیر در حال پرواز گرفتم.

Local fishermen appreciate the presence of egrets as they indicate good fishing spots.

ماهیتکانی محلی از حضور مرغ های ماهیگیر قدردانی می کنند زیرا نشان دهنده مکان های خوب ماهیگیری هستند.

The egret's elegant appearance has inspired poets and artists for centuries.

ظاهر ظریف مرغ ماهیگیر برای قرن ها الهام بخش شاعران و هنرمندان بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید