herpes

[ایالات متحده]/ˈhɜːpiːz/
[بریتانیا]/ˈhɜrpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عفونت ویروسی که باعث تاول و زخم می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

oral herpes

آبله دهانی

genital herpes

آبله تناسلی

herpes outbreak

خروج آبله

herpes virus

ویروس آبله

herpes treatment

درمان آبله

herpes symptoms

علائم آبله

herpes infection

عفونت آبله

herpes management

مدیریت آبله

herpes diagnosis

تشخیص آبله

herpes transmission

انتقال آبله

جملات نمونه

he was diagnosed with herpes last week.

او هفته گذشته به هربز مبتلا تشخیص داده شد.

herpes can cause painful sores.

هربز می‌تواند باعث ایجاد زخم‌های دردناک شود.

she is managing her herpes symptoms effectively.

او به طور موثر علائم هربز خود را مدیریت می‌کند.

it's important to talk openly about herpes.

صحبت کردن آزادانه در مورد هربز مهم است.

many people with herpes experience stigma.

بسیاری از افراد مبتلا به هربز تبعیض را تجربه می‌کنند.

herpes is a common viral infection.

هربز یک عفونت ویروسی شایع است.

there are treatments available for herpes outbreaks.

درمان‌هایی برای شیوع هربز در دسترس است.

she learned about herpes transmission methods.

او در مورد روش‌های انتقال هربز اطلاعاتی کسب کرد.

using protection can reduce herpes transmission.

استفاده از محافظت می‌تواند انتقال هربز را کاهش دهد.

herpes simplex virus is the cause of cold sores.

ویروس هرپس سیمپلکس باعث ایجاد تبخال می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید