herrs

[ایالات متحده]/hεə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آلمانی) آقا؛ عنوانی که در آلمان برای خطاب یا اشاره به یک مرد به صورت مودبانه یا محترمانه استفاده می‌شود.

جملات نمونه

Mr. Smith is the herr of the company.

آقای اسمیت رئیس شرکت است.

She inherited the title of herr from her father.

او عنوان رئیس را از پدرش به ارث برد.

The herr of the estate welcomed us warmly.

رئیس املاک از ما با روی خوش استقبال کرد.

The herr of the manor was known for his generosity.

رئیس خانه اشرافی به سخاوتش معروف بود.

He was appointed as the new herr of the department.

او به عنوان رئیس جدید بخش منصوب شد.

The herr of the restaurant personally greeted all the guests.

رئیس رستوران از همه مهمانان شخصاً استقبال کرد.

The herr of the ship ensured the safety of all passengers.

رئیس کشتی از ایمنی همه مسافران اطمینان حاصل کرد.

The herr of the team made important decisions.

رئیس تیم تصمیمات مهمی گرفت.

She will be the herr of the project during my absence.

او در غیاب من مسئولیت پروژه را بر عهده خواهد گرفت.

The herr of the shop takes pride in the quality of their products.

رئیس مغازه به کیفیت محصولات خود افتخار می کند.

نمونه‌های واقعی

A Herr Liszt will be visiting twice a week.

آقای لیستز دو بار در هفته از شما دیدار خواهد کرد.

منبع: "The Boy in the Striped Pajamas" Original Soundtrack

Herr Captain Wilhelm von Heumann, if you look in the list.

سروان ویلهلم فون هومان، اگر در لیست نگاه کنید.

منبع: Amateur Thief Rafiz

Herr During, these men won't identify themselves.

آقای دورینگ، این مردان خود را معرفی نخواهند کرد.

منبع: Homeland Season 5

Oh, Herr Professor, I'm so sorry to interrupt.

اوه، آقای پروفسور، متاسفم که مزاحم شدم.

منبع: Legends of Tomorrow Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید