the whole hideous story.
کل داستان وحشتناک
the school was a hideous cuboid erection of brick and glass.
مدرسه یک ساختار مکعبی زشت از آجر و شیشه بود.
They're not like dogs; they're hideous brutes.
آنها مثل سگ نیستند؛ آنها موجوداتی وحشتناک هستند.
his smile made him look more hideous than ever.
لبخندش باعث شد که از همیشه وحشتناک تر به نظر برسد.
For the eye of the thinker, all historic murderers are to be found there, in that hideous penumbra, on their knees, with a scrap of their winding-sheet for an apron, dismally sponging out their work.
برای چشم متفکر، تمام قاتلان تاریخی را می توان آنجا یافت، در آن نیمه تاریک وحشتناک، روی زانو، با تکه ای از کفن به عنوان پیش بند، با ناامیدی مشغول پاک کردن کار خود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید