hierolatries

[ایالات متحده]/ˌhaɪəˈrɒl.ə.triz/
[بریتانیا]/ˌhaɪəˈrɑː.lə.triz/

ترجمه

n. پرستش چیزهای مقدس یا مقدسین

عبارات و ترکیب‌ها

divine hierolatries

خدامان مقدس

ancient hierolatries

خدامان باستانی

sacred hierolatries

خدامان مقدس

ritual hierolatries

خدامان آیینی

local hierolatries

خدامان محلی

cultural hierolatries

خدامان فرهنگی

historical hierolatries

خدامان تاریخی

mystical hierolatries

خدامان عرفانی

traditional hierolatries

خدامان سنتی

religious hierolatries

خدامان مذهبی

جملات نمونه

in ancient cultures, hierolatries often dictated social norms.

در فرهنگ‌های باستانی، هیرولاتری‌ها اغلب هنجارهای اجتماعی را تعیین می‌کردند.

hierolatries can influence political power dynamics.

هیرولاتری‌ها می‌توانند بر پویایی قدرت سیاسی تأثیر بگذارند.

many hierolatries involve rituals and ceremonies.

بسیاری از هیرولاتری‌ها شامل مناسک و آیین‌ها می‌شوند.

hierolatries often reflect the values of a society.

هیرولاتری‌ها اغلب ارزش‌های یک جامعه را منعکس می‌کنند.

scholars study hierolatries to understand historical beliefs.

محققان هیرولاتری‌ها را برای درک باورهای تاریخی مطالعه می‌کنند.

in some regions, hierolatries are still practiced today.

در برخی مناطق، هیرولاتری‌ها هنوز هم امروزه انجام می‌شوند.

hierolatries can create a sense of community among followers.

هیرولاتری‌ها می‌توانند حس اجتماع را در بین پیروان ایجاد کنند.

the decline of hierolatries often parallels societal changes.

کاهش هیرولاتری‌ها اغلب با تغییرات اجتماعی همزمان است.

hierolatries may vary significantly between different cultures.

هیرولاتری‌ها ممکن است بین فرهنگ‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

understanding hierolatries can provide insight into human behavior.

درک هیرولاتری‌ها می‌تواند بینشی در مورد رفتار انسان ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید