hillwalking

[ایالات متحده]/ˈhɪlˌwɔː.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɪlˌwɔː.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیاده‌روی در مناطق تپه‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

hillwalking adventure

ماجراجویی پیاده‌روی در کوه

hillwalking gear

تجهیزات پیاده‌روی در کوه

hillwalking trails

مسیرهای پیاده‌روی در کوه

hillwalking club

باشگاه پیاده‌روی در کوه

hillwalking guide

راهنمای پیاده‌روی در کوه

hillwalking experience

تجربه پیاده‌روی در کوه

hillwalking route

مسیر کوه‌نوردی

hillwalking safety

ایمنی در کوه‌نوردی

hillwalking group

گروه کوه‌نوردی

hillwalking tips

نکات کوه‌نوردی

جملات نمونه

hillwalking is a great way to explore nature.

پیاده‌روی در کوهستان راهی عالی برای کشف طبیعت است.

many people enjoy hillwalking during the weekends.

بسیاری از افراد از پیاده‌روی در کوهستان در آخر هفته‌ها لذت می‌برند.

she packed a lunch for their hillwalking trip.

او برای سفر پیاده‌روی آن‌ها یک ناهار آماده کرد.

hillwalking can be a challenging yet rewarding experience.

پیاده‌روی در کوهستان می‌تواند یک تجربه چالش‌برانگیز اما ارزشمند باشد.

they joined a club that organizes regular hillwalking events.

آن‌ها به یک باشگاه پیوستند که رویدادهای منظم پیاده‌روی در کوهستان را برگزار می‌کند.

proper footwear is essential for safe hillwalking.

کفش مناسب برای پیاده‌روی ایمن در کوهستان ضروری است.

hillwalking allows you to disconnect from daily life.

پیاده‌روی در کوهستان به شما این امکان را می‌دهد که از زندگی روزمره جدا شوید.

he took up hillwalking to improve his fitness.

او برای بهبود تناسب اندام خود شروع به پیاده‌روی در کوهستان کرد.

they encountered stunning views while hillwalking in the mountains.

آن‌ها در حین پیاده‌روی در کوهستان مناظر خیره‌کننده ای را دیدند.

hillwalking requires good planning and preparation.

پیاده‌روی در کوهستان نیاز به برنامه‌ریزی و آمادگی خوب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید