Himalayan salt
نمک هیمالیا
Himalayan mountains
کوه های هیمالیا
himalayan movement
حرکت هیمالیا
himalayan orogeny
اوروژنز هیمالیا
The Himalayan mountains are known for their stunning beauty.
کوه های هیمالیا به خاطر زیبایی خیره کننده خود مشهور هستند.
She has a Himalayan salt lamp in her bedroom for relaxation.
او یک لامپ نمک هیمالیا در اتاق خواب خود برای آرامش دارد.
Himalayan pink salt is believed to have health benefits.
نمک صورتی هیمالیا معتقدند فواید سلامتی دارد.
The Himalayan region is home to many endangered species.
منطقه هیمالیا زیستگاه بسیاری از گونه های در معرض خطر است.
I dream of trekking in the Himalayan foothills one day.
من رویای سفر به دره های هیمالیا را در یک روز دارم.
Himalayan cuisine is known for its unique flavors and spices.
آشپزی هیمالیا به خاطر طعم ها و ادویه های منحصر به فردش شناخته شده است.
The Himalayan salt scrub left my skin feeling soft and smooth.
اسکراب نمک هیمالیا پوست من را نرم و لطیف کرد.
Many people practice yoga and meditation in the Himalayan region.
بسیاری از مردم یوگا و مدیتیشن را در منطقه هیمالیا انجام می دهند.
The Himalayan cat breed is known for its long fur and blue eyes.
نژاد گربه هیمالیا به خاطر خز بلند و چشمانی آبی اش شناخته شده است.
Himalayan salt is often used in cooking and for its health benefits.
اغلب از نمک هیمالیا در آشپزی و به دلیل فواید سلامتی آن استفاده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید