hipbone

[ایالات متحده]/ˈhɪpˌbəʊn/
[بریتانیا]/ˈhɪpˌboʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استخوان از لگن، که به عنوان ایلیوم نیز شناخته می‌شود
Word Forms
جمعhipbones

عبارات و ترکیب‌ها

hipbone injury

آسیب استخوان لگن

hipbone pain

درد استخوان لگن

hipbone alignment

تراز استخوان لگن

hipbone fracture

شکستگی استخوان لگن

hipbone surgery

جراحی استخوان لگن

hipbone anatomy

آناتومی استخوان لگن

hipbone strength

قدرت استخوان لگن

hipbone measurement

اندازه گیری استخوان لگن

hipbone support

حمایت از استخوان لگن

hipbone mobility

تحرک استخوان لگن

جملات نمونه

he injured his hipbone while playing basketball.

او در حین بازی بسکتبال به استخوان لگن خود آسیب زد.

the doctor examined her hipbone for any fractures.

پزشک استخوان لگن او را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.

she felt a sharp pain in her hipbone after the fall.

او پس از سقوط، درد شدیدی در استخوان لگن خود احساس کرد.

his hipbone was dislocated during the accident.

استخوان لگن او در طول حادثه در رفت.

physical therapy helped strengthen her hipbone.

فیزیوتراپی به تقویت استخوان لگن او کمک کرد.

she wears a belt to support her hipbone.

او یک کمربند برای حمایت از استخوان لگن خود می پوشد.

hipbone injuries can take a long time to heal.

آسیب های استخوان لگن ممکن است مدت طولانی طول بکشد تا بهبود یابد.

he has a tattoo on his hipbone.

او یک تاتو روی استخوان لگن خود دارد.

she felt a crack in her hipbone while lifting weights.

او در حین بلند کردن وزنه، یک ترک در استخوان لگن خود احساس کرد.

doctors recommend exercises to strengthen the hipbone.

پزشکان توصیه می کنند ورزش هایی برای تقویت استخوان لگن انجام دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید