hipness

[ایالات متحده]/ˈhɪpnəs/
[بریتانیا]/ˈhɪp.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت هیپ بودن؛ روندی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

hipness factor

ضریب خنکی

ultimate hipness

خنکی نهایی

hipness vibe

فضای خنکی

hipness level

سطح خنکی

hipness culture

فرهنگ خنکی

hipness trend

روند خنکی

hipness quotient

شاخص خنکی

hipness scene

صحنه خنکی

hipness appeal

جذابیت خنکی

hipness index

شاپرسی خنکی

جملات نمونه

her hipness makes her the center of attention at every party.

فضای او باعث می‌شود در هر مهمانی توجه همه را به خود جلب کند.

they always know the latest trends, showcasing their hipness.

آنها همیشه از آخرین روندها آگاه هستند و فضای خود را به نمایش می‌گذارند.

his hipness is reflected in his unique style of clothing.

فضای او در سبک لباس پوشیدن منحصر به فردش منعکس می‌شود.

the café is known for its hipness and vibrant atmosphere.

این کافه به خاطر فضای خود و فضای پر جنب و جوشش معروف است.

she exudes hipness with her eclectic taste in music.

او با سلیقه موسیقی خاص خود، فضای خود را به نمایش می‌گذارد.

his friends admire his hipness and confidence.

دوستانش به فضای او و اعتماد به نفسش احترام می‌گذارند.

the festival is a celebration of art and hipness.

این جشنواره جشن هنر و فضای خود است.

her blog is a great source for tips on achieving hipness.

وبلاگ او منبع خوبی برای نکاتی در مورد دستیابی به فضای خود است.

they decorated their home with a touch of hipness.

آنها خانه‌شان را با کمی از فضای خود تزئین کردند.

understanding hipness is essential for staying relevant in fashion.

درک فضای خود برای مرتبط ماندن در مد ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید