angry hipsters
Persian_translation
the downtown area is now full of hipsters sipping artisan coffee.
هیپسترها به طور مرتب در کافه های هنری در مناطق مرکز شهر رفت و آمد می کنند.
my younger brother is a hipster who loves obscure indie folk bands.
بسیاری از هیپسترها مد با الهام از گذشته و زیبایی شناسی نوستالژیک را می پسندند.
the local hipster crowd gathers at the vintage clothing store every weekend.
هیپسترها در کتابفروشی های مستقل و مغازه های فروشنده گرامافون جمع می شوند.
that café is a popular hipster hangout known for its avocado toast.
آن کافه مد روز، هیپسترانی را که نوشیدنی های دست ساز را ارزیابی می کنند، جذب می کند.
many hipsters prefer vinyl records over digital streaming services.
هیپسترها به محله هایی که در حال نوسازی هنری هستند، هجوم می آورند.
the hipster neighborhood is filled with quirky art galleries and vegan restaurants.
هیپستر های جوان اغلب عینک با فریم ضخیم و پیراهن فلانل می پوشند.
he has a hipster beard and wears thick-rimmed glasses without lenses.
هیپسترها از بازارهای کشاورزان حمایت می کنند و از محصولات ارگانیک محلی حمایت می کنند.
irony is a central element of the modern hipster subculture.
این منطقه به پناهگاهی برای هیپسترانی تبدیل شده است که به دنبال اصالت هستند.
the hipster aesthetic often involves plaid shirts and skinny jeans.
هیپسترها همه چیز را برای رسانه های اجتماعی با فیلترهای قدیمی مستند می کنند.
some people find the hipster obsession with authenticity a bit pretentious.
هیپستر های خلاق ساختمان های متروکه را به فضاهای هنری تبدیل می کنند.
the barista looked like a typical hipster with his suspenders and tattoos.
هیپستر های محلی رویدادهای اجتماعی و جشنواره های خیابانی را سازماندهی می کنند.
backyard chicken coops have become a surprising hipster trend in the suburbs.
angry hipsters
Persian_translation
the downtown area is now full of hipsters sipping artisan coffee.
هیپسترها به طور مرتب در کافه های هنری در مناطق مرکز شهر رفت و آمد می کنند.
my younger brother is a hipster who loves obscure indie folk bands.
بسیاری از هیپسترها مد با الهام از گذشته و زیبایی شناسی نوستالژیک را می پسندند.
the local hipster crowd gathers at the vintage clothing store every weekend.
هیپسترها در کتابفروشی های مستقل و مغازه های فروشنده گرامافون جمع می شوند.
that café is a popular hipster hangout known for its avocado toast.
آن کافه مد روز، هیپسترانی را که نوشیدنی های دست ساز را ارزیابی می کنند، جذب می کند.
many hipsters prefer vinyl records over digital streaming services.
هیپسترها به محله هایی که در حال نوسازی هنری هستند، هجوم می آورند.
the hipster neighborhood is filled with quirky art galleries and vegan restaurants.
هیپستر های جوان اغلب عینک با فریم ضخیم و پیراهن فلانل می پوشند.
he has a hipster beard and wears thick-rimmed glasses without lenses.
هیپسترها از بازارهای کشاورزان حمایت می کنند و از محصولات ارگانیک محلی حمایت می کنند.
irony is a central element of the modern hipster subculture.
این منطقه به پناهگاهی برای هیپسترانی تبدیل شده است که به دنبال اصالت هستند.
the hipster aesthetic often involves plaid shirts and skinny jeans.
هیپسترها همه چیز را برای رسانه های اجتماعی با فیلترهای قدیمی مستند می کنند.
some people find the hipster obsession with authenticity a bit pretentious.
هیپستر های خلاق ساختمان های متروکه را به فضاهای هنری تبدیل می کنند.
the barista looked like a typical hipster with his suspenders and tattoos.
هیپستر های محلی رویدادهای اجتماعی و جشنواره های خیابانی را سازماندهی می کنند.
backyard chicken coops have become a surprising hipster trend in the suburbs.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید