| جمع | hipsterss |
hipsters unite
هیپسترها یکی شوید
spotting hipsters
دنبال هیپسترها
hipster coffee
کافی هیپستر
being hipsters
بودن هیپستر
hipster fashion
مد هیپستر
those hipsters
این هیپسترها
hipster hangout
جای ملاقات هیپستر
hipster beard
سر چرب هیپستر
watching hipsters
نگاه کردن به هیپسترها
are hipsters
هیپستر هستند
they frequent independent coffee shops and vinyl record stores.
آنها به طور مکرر کافیهای مستقل و فروشگاههای گیتار وینیل را میبینند.
she's tired of the predictable trends favored by mainstream consumers.
او از روندهای پیشبینیشدهای که توسط مصرفکنندگان جریان اصلی مورد پسند قرار میگیرند، خسته شده است.
the vintage aesthetic is a common look among hipsters.
زیبایی گذشتهزدگی یک نگاه رایج در میان هیپسترهاست.
he cultivates a carefully curated image of effortless cool.
او یک تصویری از خنکی بدون تلاش را با دقت انتخاب میکند.
many hipsters embrace cycling as a sustainable and stylish mode of transport.
بسیاری از هیپسترها از دوچرخهسواری به عنوان یک روش حمل و نقل پایدار و شیک پشتیبانی میکنند.
they often sport beards and thick-rimmed glasses.
آنها اغلب بорدها و عینکهای چشمبند ضخیم دارند.
she's a hipster who loves obscure indie bands.
او یک هیپستر است که به گروههای انقلابی ناشناخته علاقه دارد.
he's trying to avoid being perceived as a stereotypical hipster.
او سعی میکند از اینکه به عنوان یک هیپستر معمولی درک شود، جلوگیری کند.
the neighborhood has become a magnet for hipsters seeking authenticity.
این محله به یک جذبکننده برای هیپسترها تبدیل شده است که به دنبال اصالت هستند.
they often criticize corporate culture and embrace alternative lifestyles.
آنها اغلب فرهنگ کارآفرینی را مورد انتقاد قرار میدهند و سبکهای زندگی جایگزین را پذیرفتهاند.
she's known for her ironic appreciation of retro fashion.
او به خاطر تحسین مسخرهای او به مد گذشته شناخته شده است.
hipsters unite
هیپسترها یکی شوید
spotting hipsters
دنبال هیپسترها
hipster coffee
کافی هیپستر
being hipsters
بودن هیپستر
hipster fashion
مد هیپستر
those hipsters
این هیپسترها
hipster hangout
جای ملاقات هیپستر
hipster beard
سر چرب هیپستر
watching hipsters
نگاه کردن به هیپسترها
are hipsters
هیپستر هستند
they frequent independent coffee shops and vinyl record stores.
آنها به طور مکرر کافیهای مستقل و فروشگاههای گیتار وینیل را میبینند.
she's tired of the predictable trends favored by mainstream consumers.
او از روندهای پیشبینیشدهای که توسط مصرفکنندگان جریان اصلی مورد پسند قرار میگیرند، خسته شده است.
the vintage aesthetic is a common look among hipsters.
زیبایی گذشتهزدگی یک نگاه رایج در میان هیپسترهاست.
he cultivates a carefully curated image of effortless cool.
او یک تصویری از خنکی بدون تلاش را با دقت انتخاب میکند.
many hipsters embrace cycling as a sustainable and stylish mode of transport.
بسیاری از هیپسترها از دوچرخهسواری به عنوان یک روش حمل و نقل پایدار و شیک پشتیبانی میکنند.
they often sport beards and thick-rimmed glasses.
آنها اغلب بорدها و عینکهای چشمبند ضخیم دارند.
she's a hipster who loves obscure indie bands.
او یک هیپستر است که به گروههای انقلابی ناشناخته علاقه دارد.
he's trying to avoid being perceived as a stereotypical hipster.
او سعی میکند از اینکه به عنوان یک هیپستر معمولی درک شود، جلوگیری کند.
the neighborhood has become a magnet for hipsters seeking authenticity.
این محله به یک جذبکننده برای هیپسترها تبدیل شده است که به دنبال اصالت هستند.
they often criticize corporate culture and embrace alternative lifestyles.
آنها اغلب فرهنگ کارآفرینی را مورد انتقاد قرار میدهند و سبکهای زندگی جایگزین را پذیرفتهاند.
she's known for her ironic appreciation of retro fashion.
او به خاطر تحسین مسخرهای او به مد گذشته شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید