hirings

[ایالات متحده]/'haiəriŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتغال; اجاره
v. استخدام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

for hire

برای استخدام

hire purchase

خرید اجاره

on hire

به اجاره

hire in

به کار گرفتن

hire out

اجاره دادن

car hire

اجاره خودرو

جملات نمونه

a rotary hiring system

یک سیستم استخدام چرخشی

couldn't be bulldozed into hiring a less than acceptable candidate for the job.

نمی توانستند با فشار کاری، فردی کمتر از حد انتظار را برای این شغل استخدام کنند.

he has had to shell out £500 a week hiring a bodyguard.

او مجبور شده هفته‌ای 500 پوند برای استخدام محافظ هزینه کند.

eased the burden on her staff by hiring temporary help.

با استخدام کمک موقت، بار مسئولیت را از کارکنان خود کم کرد.

She had to choose between giving up her job or hiring a nanny.

او باید بین ترک شغل یا استخدام پرستار کودک انتخاب می‌کرد.

Ehrlichman's hiring of Young was not uninfluenced by the petty jealousies of the White House staff.

استخدام یانگ توسط Ehrlichman تحت تأثیر حسادت‌های کوچک کارکنان کاخ سفید نبود.

winegrowers hiring union grape pickers for fear of being boycotted;

تولیدکنندگان شراب که نیروی کارگر چیدهنده انگور اتحادیه را به ترس از تحریم استخدام می‌کنند;

Critics have charged that the department was remiss in not trying to dialogue with representatives of the community before hiring the new officers.

منتقدان ادعا کرده‌اند که اداره در تلاش برای گفتگو با نمایندگان جامعه قبل از استخدام افسران جدید کوتاهی کرده است.

I was taken back by his cold response but I still replied chirpily "Yes and from now on you are hiring child labour, so don't overload me with work!"

از پاسخ سرد او شوکه شدم اما با خوشحالی پاسخ دادم: "بله و از این به بعد شما نیروی کار کودک استخدام می‌کنید، پس مرا با کار خسته نکنید!"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید