hitchhiking

[ایالات متحده]/ˈhɪtʃˌhaɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɪtʃˌhaɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل سفر کردن با درخواست سوار شدن از وسایل نقلیه عبوری

عبارات و ترکیب‌ها

hitchhiking trip

سفر اتوب‌سواری

hitchhiking adventure

ماجراجویی اتوب‌سواری

hitchhiking journey

سفر اتوب‌سواری

hitchhiking experience

تجربه اتوب‌سواری

hitchhiking culture

فرهنگ اتوب‌سواری

hitchhiking tips

نکات اتوب‌سواری

hitchhiking rules

قوانین اتوب‌سواری

hitchhiking safety

ایمنی اتوب‌سواری

hitchhiking stories

داستان‌های اتوب‌سواری

hitchhiking spots

مکان‌های اتوب‌سواری

جملات نمونه

hitchhiking can be an adventurous way to travel.

هاوینگ می‌تواند راهی ماجراجویانه برای سفر باشد.

many backpackers enjoy hitchhiking across countries.

بسیاری از کوله‌گردها از اتکاوی در سراسر کشورها لذت می‌برند.

hitchhiking requires a lot of patience and trust.

اتکاوی نیاز به صبر و اعتماد زیادی دارد.

she met interesting people while hitchhiking through europe.

او در حالی که در اروپا اتکاوی می‌کرد، با افراد جالبی آشنا شد.

hitchhiking is not as common as it used to be.

اتومبیل‌گرفتن به اندازه گذشته رایج نیست.

he decided to go hitchhiking for the weekend.

او تصمیم گرفت برای آخر هفته اتکاوی کند.

hitchhiking can be a great way to meet locals.

اتکاوی می‌تواند راهی عالی برای ملاقات با مردم محلی باشد.

they wrote a book about their hitchhiking adventures.

آنها کتابی در مورد ماجراهای اتکاوی خود نوشتند.

hitchhiking safety tips are essential for travelers.

نکات ایمنی اتکاوی برای مسافران ضروری است.

he learned valuable lessons from hitchhiking experiences.

او درس‌های ارزشمندی از تجربیات اتکاوی آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید