hobbyhorses

[ایالات متحده]/ˈhɒbiˌhɔːs/
[بریتانیا]/ˈhɑːbiˌhɔrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب بازی کودکان بر روی چوب؛ فعالیت یا موضوعی که کسی به طور مکرر درباره آن صحبت می‌کند؛ یک تم قدیمی یا تکراری؛ اسب کاروسل

عبارات و ترکیب‌ها

hobbyhorse issue

موضوع مورد علاقه

hobbyhorse topic

موضوع مورد علاقه

hobbyhorse project

پروژه مورد علاقه

hobbyhorse debate

بحث مورد علاقه

hobbyhorse concern

نگرانی مورد علاقه

hobbyhorse argument

استدلال مورد علاقه

hobbyhorse discussion

بحث و گفتگو مورد علاقه

hobbyhorse interest

علاقه مورد علاقه

hobbyhorse point

نقطه مورد علاقه

hobbyhorse activity

فعالیت مورد علاقه

جملات نمونه

his hobbyhorse is collecting rare stamps.

سرگرمی او جمع‌آوری تمبرهای کمیاب است.

she often talks about her hobbyhorse, which is gardening.

او اغلب درباره سرگرمی خود صحبت می‌کند که باغبانی است.

the teacher's hobbyhorse is teaching history in an engaging way.

سرگرمی معلم آموزش تاریخ به روشی جذاب است.

my friend’s hobbyhorse is playing the guitar.

سرگرمی دوست من نواختن گیتار است.

they often argue about their hobbyhorses during discussions.

آنها اغلب در طول بحث‌ها درباره سرگرمی‌های خود بحث می‌کنند.

his hobbyhorse is writing poetry in his free time.

سرگرمی او نوشتن شعر در اوقات فراغت است.

her hobbyhorse is volunteering at the animal shelter.

سرگرمی او داوطلب شدن در سرپناه حیوانات است.

we share a hobbyhorse for photography.

ما یک سرگرمی مشترک برای عکاسی داریم.

the politician's hobbyhorse is environmental conservation.

سرگرمی سیاستمدار حفاظت از محیط زیست است.

his hobbyhorse often comes up in casual conversations.

سرگرمی او اغلب در مکالمات غیررسمی مطرح می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید