| جمع | hodometers |
total hodometer
شمارنده کل
digital hodometer
شمارنده دیجیتال
mechanical hodometer
شمارنده مکانیکی
hodometer reading
خواندن کیلومتر شمار
reset hodometer
بازنشانی کیلومتر شمار
hodometer calibration
کالیبراسیون کیلومتر شمار
hodometer failure
خرابی کیلومتر شمار
hodometer check
بررسی کیلومتر شمار
hodometer value
مقدار کیلومتر شمار
old hodometer
کیلومتر شمار قدیمی
the hodometer showed that we traveled over 500 miles.
نمایشگر مسافت نشان داد که بیش از 500 مایل مسافرت کرده ایم.
make sure to reset the hodometer before your road trip.
مطمئن شوید قبل از سفر جاده ای، نمایشگر مسافت را بازنشانی کنید.
he checked the hodometer to estimate fuel consumption.
او برای تخمین مصرف سوخت، نمایشگر مسافت را بررسی کرد.
the hodometer is an essential tool for tracking mileage.
نمایشگر مسافت یک ابزار ضروری برای پیگیری مسافت پیموده شده است.
after driving for hours, the hodometer finally reached 1000 miles.
پس از چند ساعت رانندگی، نمایشگر مسافت بالاخره به 1000 مایل رسید.
she noted the hodometer reading before returning the rental car.
او قبل از بازگرداندن خودروی اجاره ای، مقدار نمایشگر مسافت را یادداشت کرد.
his car's hodometer malfunctioned and needed repair.
نمایشگر مسافت خودروی او خراب شد و نیاز به تعمیر داشت.
checking the hodometer regularly helps maintain the vehicle.
بررسی منظم نمایشگر مسافت به حفظ خودرو کمک می کند.
the hodometer indicated that we were getting close to our destination.
نمایشگر مسافت نشان داد که به مقصد خود نزدیک می شویم.
he was surprised by how fast the hodometer climbed during the trip.
او از سرعتی که نمایشگر مسافت در طول سفر بالا رفت، شگفت زده شد.
total hodometer
شمارنده کل
digital hodometer
شمارنده دیجیتال
mechanical hodometer
شمارنده مکانیکی
hodometer reading
خواندن کیلومتر شمار
reset hodometer
بازنشانی کیلومتر شمار
hodometer calibration
کالیبراسیون کیلومتر شمار
hodometer failure
خرابی کیلومتر شمار
hodometer check
بررسی کیلومتر شمار
hodometer value
مقدار کیلومتر شمار
old hodometer
کیلومتر شمار قدیمی
the hodometer showed that we traveled over 500 miles.
نمایشگر مسافت نشان داد که بیش از 500 مایل مسافرت کرده ایم.
make sure to reset the hodometer before your road trip.
مطمئن شوید قبل از سفر جاده ای، نمایشگر مسافت را بازنشانی کنید.
he checked the hodometer to estimate fuel consumption.
او برای تخمین مصرف سوخت، نمایشگر مسافت را بررسی کرد.
the hodometer is an essential tool for tracking mileage.
نمایشگر مسافت یک ابزار ضروری برای پیگیری مسافت پیموده شده است.
after driving for hours, the hodometer finally reached 1000 miles.
پس از چند ساعت رانندگی، نمایشگر مسافت بالاخره به 1000 مایل رسید.
she noted the hodometer reading before returning the rental car.
او قبل از بازگرداندن خودروی اجاره ای، مقدار نمایشگر مسافت را یادداشت کرد.
his car's hodometer malfunctioned and needed repair.
نمایشگر مسافت خودروی او خراب شد و نیاز به تعمیر داشت.
checking the hodometer regularly helps maintain the vehicle.
بررسی منظم نمایشگر مسافت به حفظ خودرو کمک می کند.
the hodometer indicated that we were getting close to our destination.
نمایشگر مسافت نشان داد که به مقصد خود نزدیک می شویم.
he was surprised by how fast the hodometer climbed during the trip.
او از سرعتی که نمایشگر مسافت در طول سفر بالا رفت، شگفت زده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید