hollers for help
درخواست کمک میکند
hollers at me
به من فریاد میزند
hollers in joy
با خوشحالی فریاد میزند
hollers of laughter
فریادهای خنده
hollers with glee
با خوشحالی فریاد میزند
hollers for attention
برای جلب توجه فریاد میزند
hollers in anger
با عصبانیت فریاد میزند
hollers out loud
بلند فریاد میزند
hollers in excitement
با هیجان فریاد میزند
hollers for joy
برای شادی فریاد میزند
when he hollers, everyone knows he means business.
وقتی فریاد میزند، همه میدانند که منظورش جدی است.
the child hollers for ice cream every time we pass the shop.
هر بار که از کنار مغازه عبور میکنیم، کودک برای بستنی فریاد میزند.
she hollers at the top of her lungs during the game.
او در طول بازی با تمام وجود فریاد میزند.
he hollers with joy when his team scores.
وقتی تیمش گل میزند، او با خوشحالی فریاد میزند.
the coach hollers instructions to the players.
مربی دستورالعملها را به بازیکنان فریاد میزند.
whenever she feels frustrated, she hollers into a pillow.
هر زمان که احساس ناامیدی میکند، او در یک بالش فریاد میزند.
he hollers at his dog to come back.
او به سگش فریاد میزند تا برگردد.
the crowd hollers in excitement at the concert.
توالد در کنسرت با هیجان فریاد میزند.
she hollers for help when she gets lost.
وقتی گم میشود، او برای کمک فریاد میزند.
he hollers out the answers during the trivia game.
او در طول بازی اطلاعات عمومی، پاسخها را فریاد میزند.
hollers for help
درخواست کمک میکند
hollers at me
به من فریاد میزند
hollers in joy
با خوشحالی فریاد میزند
hollers of laughter
فریادهای خنده
hollers with glee
با خوشحالی فریاد میزند
hollers for attention
برای جلب توجه فریاد میزند
hollers in anger
با عصبانیت فریاد میزند
hollers out loud
بلند فریاد میزند
hollers in excitement
با هیجان فریاد میزند
hollers for joy
برای شادی فریاد میزند
when he hollers, everyone knows he means business.
وقتی فریاد میزند، همه میدانند که منظورش جدی است.
the child hollers for ice cream every time we pass the shop.
هر بار که از کنار مغازه عبور میکنیم، کودک برای بستنی فریاد میزند.
she hollers at the top of her lungs during the game.
او در طول بازی با تمام وجود فریاد میزند.
he hollers with joy when his team scores.
وقتی تیمش گل میزند، او با خوشحالی فریاد میزند.
the coach hollers instructions to the players.
مربی دستورالعملها را به بازیکنان فریاد میزند.
whenever she feels frustrated, she hollers into a pillow.
هر زمان که احساس ناامیدی میکند، او در یک بالش فریاد میزند.
he hollers at his dog to come back.
او به سگش فریاد میزند تا برگردد.
the crowd hollers in excitement at the concert.
توالد در کنسرت با هیجان فریاد میزند.
she hollers for help when she gets lost.
وقتی گم میشود، او برای کمک فریاد میزند.
he hollers out the answers during the trivia game.
او در طول بازی اطلاعات عمومی، پاسخها را فریاد میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید